چشم من بگو چی دیدی غصه خوردی/چیکه چیکه چند تا ناودونو شمردی/چشم من تو پا به ماهه چند تا بغضی/دیگه داده هرچی ابره درآوردی/میدونی چند تا نمازتو شکوندی؟چندتا ربنای نیمه کاره خوندی؟شونه های آسمون تر شده بس کن/میبینی خدارو تا گریه کشوندی/آخه میدونی چند تا نمازتو شکوندی؟چندتا ربنای نیمه کاره خوندی؟شونه های آسمون تر شده بس کن/میبینی خدا رو تا گریه کشوندی/آخه چشم من دنیا به دیدن نمی ارزه/قصه هاش که به شنیدن نمی ارزه/اما گاهی واسه تو وقتی غریبی/قلب آسمونا از غصه میلرزه/ چشم من حرمتِ اشکاتو نگه دار/میدونی چند تا غروبو گریه کردی؟قطره قطره آب شدن ثانیه هامون/بس که لحظه های خوبو گریه کردی!چشم من حرمتِ اشکاتو نگه دار/میدونی چند تا غروبو گریه کردی؟قطره قطره آب شدن ثانیه هامون/بس که لحظه های خوبو گریه کردی!تو میگی خیابونا شکنجه گاهن/آینه های دل شکسته رو سیاهن/کاشکی باورت بشه ابرکِ خیسم/هنوزم چند تا ستاره بی گناهن/هنوزم یکی نشسته روی ابرا/نگران کفترای یا کریمه/دیگه وقته خنده های بی بهونست/چشم من گریه نکن خدا کریمه!هنوزم یکی نشسته روی ابرا/نگران کفترای یا کریمه/دیگه وقته خنده های بی بهونست/چشم من گریه نکن خدا کریمه!
خدایا مارا به غصه های معمولی مان برگردان...به قسط های عقب افتاده ،ترافیک های طولانی،خیابان های شلوغ، دغدغه های زیاد،هدف های سخت،خستگی های مفرط...به همان روزها که همدیگر را قضاوت میکردیم وبه قضاوت های هم توجهی نمی کردیم.به همان روزها که دنیا اینقدر آلوده نبود،که آلوده بود وحاد نبود ،که آلوده بود واز آلودگیش نمی مردیم...که دلواپس حال عزیزانمان بودیم نه جانشان !ما را برگردان به روزهایی که سلامتی اینقدر گریز پا نبود ،که میشد لابه لای همین مشکلات و دغدغه های ریز ودرشت،با خیالی آسوده فنجانی برداشت ،چایی ریخت ...کنار پنجره ای ایستادودر کمال اطمینان و آرامش نفسی عمیق کشید .که می شد کسی را به آغوش کشید وآرام شد .میشد دستان کسی را گرفت وبدون هراس تمام شهر را قدم زد وغصه ها و درد ها را فراموش کرد .دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند ،یک خیال تخت...دلمان لک زده برای یک زندگی آرام و معمولی ...خدایا در آغوشمان بگیر که خسته ایم ...خودت حال زمین را خوب کن