2777
2789
عنوان

حموم عمومی

| مشاهده متن کامل بحث + 1894 بازدید | 65 پست
متولد ۷۲  قدیم بوده روستا ساده بودن دیگ اینم طفلکی بچه خوبی بوده  زیرپوستی همه رو دید ...


اخه نامزد من میگه من خیلی کوچیک بودم اصلا نمیدونستم چی به چیه 

فکر میکردم منم بزرگ شم ممه در میارم  

بیایید دنیارو به جای بهتری تبدیل کنیم  

ما مسافرت که میرفتیم . میرفتیم حمام عمومی چقدر کیف میداد پن هم همش گریه میکردم میخوام با بابام برم حمام

تنها زمانى “صبور”خواهى شد،که “صبر”را یک”قدرت”بدانی نه یک “ضعف”…آنچه “ویران مان” مى کند“روزگار” نیست !حوصله ی “کوچک”براى “آرزوهاى بزرگ” ماست …........................................................................دو چیز شخصیت ات را تعین می کند :صبر وقتی چیزی نداری رفتارت وقتی همه چیز داری !

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ما سر کوچمون داریم😐

کوچتون کجاس؟

السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا💔💔اومدم تاببینم لحظه ی عاشق شدنو به دلم افتاده بودصدازدین آقامنو،دل تنهاموآوردم بایه دنیادلخوشی کمترازآهوکه نیستم میشه ضامنم بشی،اومدم همسایه های پاپرت رو دون بدم دلمو رو دست بگیرم تابهت نشون بدم،روبه روی گنبدت سجده کنم سلام بدم خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم💔💔روبه روت بی اختیاردوباره زانوبزنم میون گریه بگم غریب ودربه درمنم، توروشاهدبگیرم که باخداحرف بزنی میدونم که دست رد بازبه سینم نمیزنی، میدونم شفاعت بی منتت زبون زده به همین امید دلم به مشهدتواومده،توکه اسمت باغم نقاره ها روی لب هاست همه ی صحن طلات ردپای فرشته هاست،دست خالی هیچکس ازدرخونت نمیره یارضا رضامیگم تاقلبم آروم بگیره💔💔 (یاضامن آهوحاجت منم بده ضامن منم بشو)😢😢😢

من دهه شصتی ام میرفتیم روستا خونه فامیل یا عروسی حموم عمومی میرفتیم نمره نبود ی سالن بزرگ بود ک چنتا حوضچه داشت مردم دور حوضچه ها مینشستن سرشون رو میشستن یه عده اکیپ میشدن یه گوشه حموم حرف میزدنو کیسه میکشیدن یعنی واقعا پوست مینداختن ما بچه ها هم همش بازی و کف بازی و آب بازی کارشون ک تموم میشد میرفتن زیر دوش آب ک ردیفی جلوی در حموم چنتا بودش درو میبستن تا راحت جاهای خصوصی رم بشورن بعدم میرفتن سر کمدشون و لباس میپوشیدن مثل استخر دیگه از خوراکی ها و بستنی های بعد حموم نگم ک چقدر میچسبید خوده حمومی نوشابه و بستنی و لقمه میفروخت آخ ک چقد دلم تنگ شد وقتی میرسیدیم خونه ناهارو بعدم خوااااب انقد ک این حموم رفتن خسته کننده بود و سه ساعت کم اش طول میکشید

لایک نکنیییییییید

من دهه هفتادی هستم بله قبلا سه بار تو روستامون رفتم

رستای من مالک رویا های طوفان زده من از وقتی تو براورده شدی دگر هیچ ارزویی نکردم 😍😍😍بعد سه سال انتظار اومدی دخمل گلم وشدی همه وجود من وعشق بابایی خیلی دوست داریم عزیزم💓
اخه نامزد من میگه من خیلی کوچیک بودم اصلا نمیدونستم چی به چیه  فکر میکردم منم بزرگ شم ممه در م ...

نه دیگ شوهر من گیج نبوده یه چیزایی میفهمیده 

خخخخخ 

ولی برا خودمم جالبه زن عموت چقد ساده باشه بچه ۸ ساله رو ببری لخت باشی و....

زن عموشم جوون بوده ها مثلا ۲۳ سالش بوده

وقتی دعوا داری منو ریپ نکن من متاسفانه بد دعواییم قطع میشیم باهم

ما شمالیم بچه بودم یادمه مامانم منو میبرد ولی خوشم نمیومد یه دوست دارم تهرانه هر وقت میاد شمال ویلاشون حتما باید یسر حموم عمومی برن خودش و بچه هاش🤣🤣🤣

همیشه مراقب اشتباه دوم باش، اشتباه اول حق توست.

[QUOTE=110721858]شوهر منم یدفه با زن عموش ک تو روستا بوده رفتن ۸ سالش یوده تازه خخخخخ میگ همه م م ه ها گنده گنده😂 ...[/QUOT]

وای😂😂😂😂😂

بله من منطقی تصمیم میگیرم و با احساساتم برای تصمیمی که گرفتم عزاداری میکنم 🙂😕 کتاب، شعر، موزیک و فیلم حالمو خوب میکنن 🌿

منم رفتم ی چیزای گنگی یادمه خیلی باحاله کاش ی بار برم اونم با مامان ....خانومه سر حمومی از این شامپو کوچیکا تو بسته مثله قوطی کبریت میداد ...اوف که چه حالی بود ...‌.

خانوم هستم از اسم  رسول خوشم میاد 😊
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792