اینجا میگن نگو فلان شهر آدمهای بدی هستند
اما من توی عقد اولم
اردبیلی بودن
بعد یه نامزدی بدون عقد که بتونه برگرده ایران منتظرش شدم امد عقد کرد
من رو به عنوان مهمان بعد عقد با کلی ناسزا بردن اردبیل ( چون خانواده ام مخالف بودن تنهایی منو ببرن بعد عقد ) ۲ هفته اونجا بودم مثلا بعد عقدم بود هر روز خونه رو جارو کردم گرد گیری کردم صبح و ظهر و شب ظرفهارو شستم غذا درست کردم لباسهارو شستم
بهم گفتن اینا که کار نیست هنوز بهت نگفتیم فرش بشور خدا لعنتشون کنه واقعا از اردبیل ها متنفرم بیزارم هنوزم زخم دلم خوب نشده
به من چه که اردبیلی ها از پیام من خوششون نمیاد من درد کشیدم شماها که جای من نبودید