2777
2789
عنوان

بازم چی بپزم😢😢😞😞

| مشاهده متن کامل بحث + 360 بازدید | 42 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعدمدت هاقهرودوری برگشتم خونه قرمع سبزی درست کردممم😁

نوش جونتون.امروز تازه اومدی؟

هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند.اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند

مامان من این جور موقع ها کباب تابه ای درست می کنن ولی تو تابه یا روعن نمی ریزن یا خیلی کم. یه خورده که خودشو گرفت لای برنج آبکش می ذارن تا هم پلو دم بکشه و هم گوشته بپزه. خیلی خوشمزه می شه

مخصوصا بعد از چند روز سوپ و آش و مرغ ساده خیلی می چسبه

دو سال پیش افسردگی شدید گرفتم توام با وسواس فکری. میخواستم خودکشی کنم. پارسال درمانم رو شروع کردم و الان حالم خوبه. الان یه مدت هست که سر کار نمیرم و روزی چند دقیقه میام نی نی سایت و سعی میکنم تبادل نظرها رو بخونم و ازشون یاد بگیرم. اگر هم خودم در اون زمینه تجربه ای داشته باشم نظر میدم. قطعا تخصصی نیست😉ولی شاید گره ای از زندگی کسی رو باز کنه یا حداقل جور دیگه ای به مساله زندگیش نگاه کنه
پای بچه ها ک میاد وسط اوضاع یکم فرق میکنه😊

منم بچه دارم بچمو هم اصلا تا حالا پرهیز ندادم 🙄🙄

😍آه باران باران    شیشه پنجره را باران شست    از دل من اما چه کسی یاد تو را خواهد شست؟؟😍
مامان من این جور موقع ها کباب تابه ای درست می کنن ولی تو تابه یا روعن نمی ریزن یا خیلی کم. یه خورده ...

امروز ک دیگ نع ولی انشالله برا فردا پسفردا حتما امتحانش میکنم. لای پلو میزارین یا دمپختک و دمی؟

هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند.اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند
اره صبح شوهرم اومد دنبالم خونه مامان بعدمدت هااولین روزه اومدم دلم برای خونم یه ذره شده بود

خوبه ...خوش باشین انشالله همیشه.

هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند.اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند
امروز ک دیگ نع ولی انشالله برا فردا پسفردا حتما امتحانش میکنم. لای پلو میزارین یا دمپختک و دمی؟

لای برنج آبکش شده. یعنی پلو

البته مامان من کلا با کته پختن مشکل دارن  ولی فک می کنم اگه برنج کنه وقتی آبش تموم شده روش بذارید تا موقع پخت کامل برنج، خوشمزه ترم بشه

دو سال پیش افسردگی شدید گرفتم توام با وسواس فکری. میخواستم خودکشی کنم. پارسال درمانم رو شروع کردم و الان حالم خوبه. الان یه مدت هست که سر کار نمیرم و روزی چند دقیقه میام نی نی سایت و سعی میکنم تبادل نظرها رو بخونم و ازشون یاد بگیرم. اگر هم خودم در اون زمینه تجربه ای داشته باشم نظر میدم. قطعا تخصصی نیست😉ولی شاید گره ای از زندگی کسی رو باز کنه یا حداقل جور دیگه ای به مساله زندگیش نگاه کنه
لای برنج آبکش شده. یعنی پلو البته مامان من کلا با کته پختن مشکل دارن   ولی فک می کنم اگه برنج ...

😙😙😙 منم تازه ی ماهه کته رو خوب درست میکنم . بعد ده سال خانه داری😁😁😁

هيچ کس نميتواند به عقب برگردد و از نو شروع کند.اما همه مي توانند از همين حالا شروع کنند و پايان تازه اي بسازند
😙😙😙 منم تازه ی ماهه کته رو خوب درست میکنم . بعد ده سال خانه داری😁😁😁

شما که خوبی. من تا دوره دانشجویی که خوابگاهی بودم اصلا کته نخورده بودم. از اون موقع خودم یاد گرفتم تو خونه هم می پزم. ولی مامانم اصصصصلا  

دو سال پیش افسردگی شدید گرفتم توام با وسواس فکری. میخواستم خودکشی کنم. پارسال درمانم رو شروع کردم و الان حالم خوبه. الان یه مدت هست که سر کار نمیرم و روزی چند دقیقه میام نی نی سایت و سعی میکنم تبادل نظرها رو بخونم و ازشون یاد بگیرم. اگر هم خودم در اون زمینه تجربه ای داشته باشم نظر میدم. قطعا تخصصی نیست😉ولی شاید گره ای از زندگی کسی رو باز کنه یا حداقل جور دیگه ای به مساله زندگیش نگاه کنه
پلو مرغ دمپختی مرغ رو نیمساعت با آب زیاد و یه دونه پیاز آبپز کن  برنج رو بشور بریز توی همون ا ...

چه خوشمزه بنظر میرسه

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108