نمی دونم چی شددد...دلم دعوا خواست...ینی از قبلش دلم پرررر بودااا
هر چی غررر زدمفقط لبخند اون مردک مورمازه
که شوهرمه رو دیدممم😭
بعددد دیدم جدی نمیگیییره بلند شدمم متکامووو برداشتم از رو تخت اومدم این اتاق گفت کجااااا گفتم دوووس دارم😭😭😭
نیومد منت کشی کصافططط...
منمالان رو زمین تو این اتاقه ولو شدم....شاقولوس گرفتمممممم😭😭😭😭😭
من تختموووک میخوااااام😭😭