2777
2789
عنوان

چرا واقعا😑

| مشاهده متن کامل بحث + 1827 بازدید | 128 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من طی ۲۰سال زندگی هیچ چیزمشکوکی ازشوهرم ندیدم تااینکه چندشب پیش بهم گفت چه اشکالی داره من باچندنفردیگه رابطه جنسی برقرارکنم وازتوچی کم میشه واینکه میخوام یه حقیقتیوبهت بگم واینکه بایه خانمی دوباررابطه جنسی داشتم وبه طورکامل رابطشونوبرام تعریف کردازاندام خصوصی اون خانم تاکم وکیفش و...وبعدکه دیدعصبانی شدم وچندروزدارم گریه میکنم گفت همه چیزوبهت دروغ گفتم وفکرکردم اگه برات به دروغ ایناروبگم خوشت میادوهیجانت زیادمیشه وخلاصه هرچی قسمش دادم که راستشوبگوکلازدزیرموضوع وگفت همش دروغ بودالان نمیدونم راست گفته یااینکه آقایون واقعاهمچین دروغهایی میگن

جالبه شماره ی اون خانموهم گرفتموبدترین پیامهاروبهش دادم اماقبل اینکه بتونه اسکرین شات بگیره حذف کردم وبعداون خانم به من زنگ زدوگفت نتونستم هیچ پیامیوبخونم وکسی برامون پاپوش دوخته واین حرفهاگفتنش درست نیست من عالی ترین رابطه روباهمسرم داشتمودارم وبی نهایت دوستش دارم وکاملاهم زیباوخوش اندام هستم گیج شدم نمیدونم حقیقت چیه تاحالافکرمیکردم چون شوهرم چهره ی زیبایی نداره وبینهایت چاق وقدکوتاه وبداخلاق هستش کسی جدبش نمیشه وفقط مال منه الان میگم مگه میشه یه مردی این همه موضوعوباجزئیات کامل دروغ بگه

خواهش میکنم به عنوان یه مردوصادقانه جواب بدین که آقایون میتونن تواینجورمسائل باهمسرشون شوخی کنن یااینکه راست گفته ووقتی دیدعصبانی شدم زدزیرهمه چی اینم بگم شوهرم به واسطه ی شغلش زیادباخانمهای موردداردرارتباطه درواقع توقوه ی قضاییه کارمیکنه

سلام . ببخشید ک مزاحم میشم . سوال داشتم . 



من تا حالا دیت نرفتم . 

یه آقای بخاطر مسأله کاری ک داشتم باهاشون ملاقات داشتم . ایشون در همون روز حرکات و رفتارهایی نشون داد  ک بعدا متوجه شدم بخاطر علاقمند شدنشون بود. در اون لحظات حقیقتش اونقدر استرس و مشغله فکری داشتم ک اصلا رفتار و گفتار و حالات عجیب و غریب اون آقا تو اون محیط اداری برام مهم نبود و فرصت نکردم حتی فکر کنم ک چرا این آقا داره اینقدر بهم توجه می‌کنه . 


وقتی اومدم خونه باهام تماس گرفت و بعدش کلی پیام داد و ابراز علاقه کرد و تصمیمشو کامل برای ازدواج گرفته بود(اینم بگم تحقیقاتشو راجع ب من و خانوادم کامل انجام داده بود). ولی چون من هنوز درگیر مسائلی بودم اصلا نمیتونستم فوکوس کنم . خیلی خشک ردش کردم . 

بعدها ک فکرم آزاد شد خودم بهش پیام دادم . با اینکه خیلی خوشحال شد ولی خیلی گله میکرد . می‌گفت تو غرورمو شکستی تو نابودم کردی . مدام تکرار میکرد ک خیلی تحقیرم کردی . اینم بگم آقایی هستن ک یه سمت عالی اجتماعی دارن و خرد شدنشونو تا حدودی درک کردم . ولی اینکه مدام اینو ب روی من می‌ورد برام سخت بود . گفت الآنم باورم نمیشه ک داری باهام حرف میزنی  و فکر میکنم داری برام توطئه میکنی چون قرار ملاقات گذاشت و من به یه وقت خیلی طولانی موکولش کردم . بخاطر این مسأله  تماس گرفت و گریه کرد گفت خواهش میکنم برام دردسر درست نکن 😳من اگه اشتباهی کردم منو ببخش و دست از سرم بردار . کات کرد رفت 


سوالم الان اینه من برم باهاش ملاقات حضوری برای آشنایی بیشتر یا ن؟!! 


اصلا درخواست من برای ملاقات بعد از اون همه سوتفاهمی ک پیش اومد درسته یا ن ؟!! 


لطفا خودتون بذارین جای اون آقا .ممنونم میشم راهنماییم کنید . 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792