شوهرم داشت تلفن حرف میزد تو دستشویی به طور خیلی اروم 😒😒بعد من شنیدم داشت میگفت من واقعا دوستت دارم چه طور بهت بگم😣😣بعد گفت پس فردا قرار میذاریم که بیای و من بهت ثابت میکنم😱😱😱😱😱😱الان پاهام چسبیده به زمین داره چشمام سیاهی میره آخه با یه بچه ی سه ساله چطور تونسته این کارو با من بکنه??دنبال طلاقم اما الان چیکار کنم??
هیچ وقت با کسی که رژیم داره وارد رابطه نشو کسی که تونسته از نون خامه ای و ماکارونی بگذره یه روزی هم از تو میگذره😋😋
محل قرارو پیدا کن با دونفر برو اونجا ادمش کن که مدرک داشته باشی
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
قشنگ ده پله بالایی...از هر قشری و انسانی...عجب خوشمزس اون لبهات...عجب عشقی به من دادی...اصلا وضعیه این اوضاع .... عجب مستی شدم با تو ...ازت بدجوری ممنونم .... پره هستی شدم باتوو... همسرم
قشنگ ده پله بالایی...از هر قشری و انسانی...عجب خوشمزس اون لبهات...عجب عشقی به من دادی...اصلا وضعیه این اوضاع .... عجب مستی شدم با تو ...ازت بدجوری ممنونم .... پره هستی شدم باتوو... همسرم