اون از من برای تمکین شکایت کرده بود
و توی تاپیکام گفتم ک پدرش رو اورد و قسم دروغ خورد.ک من با عروسم زندگی نمیکنم و عروسم خودزنی کرده و پسرم کتکش نزده
قولنامه هم جعلی درست کرده بود ب اسم خودش،یعنی ما از پدرشوهرم جدا زندگی میکنیم.
خودش و پدرش هم چندین بار ب دروغ قسم خوردن و دست روی قران گذاشتن
منم رفتم کلی از خودم دفاع کردم.
و مو ب مو با جزییات برای قاضی گفتم.
شوهرم اعتیاد داره.ولی رفته پزشک قانونی نامه اورده ک پاک
ولی با وجود همه این کلک زدن هاش امروز صبح ابلاغیه اومد.منم رفتم شعبه و گفتن رای صادرشده برای پروندمون.
از استرس دل تو دلم نبود
کارمنده ب شوخی گفت الزام ب تمکین شدی باید برگردی سر زندگیت.
نزدیک بود غش کنم.دنیا دور سرم چرخید.
بعدش گفت ک ن درخواستش رد شده و بطلان دعوا اعلام شده.
انگار دنیا رو بهم دادن از خوشحالی نمیدونید چ حالی داشتم.
متوسل شدم ب ابولفضل ک کمکم کرد واقعا ممنونشم😍