این تجربم از کودک کار بودنه 😓
من با داداشم و یکی از دوستام هف هشت سالمون بود میرفتیم از سوپری محل خوراکی میخریدیم میاوردیم تو کوچه با نایلون و چادر گل گلی مادرامون چادر میزدیم میفروختیم خوراکیا رو 😂 یادمه یه بار زمستون بود بارون و باد شدیید در حد طوفان پرنده پر نمیزد تو محل ولی ما همچنان زیر چادر منتظر مشتری 😂 حالا اجناسمون چیبود ؟! دوتا آدامس مثلا یه دونه پفک و یه دونه چیپس 😂😂😂