پارسال دختر همسایمون یه سال بعد عروسیش خیلی عجیب و مشکوک تو حموم مرد
با وجود اینکه باشوهرشم هیچ مشکلی نداشتن و. شوهره عاشقش بود
چندسال عاشق هم بودن مامان پسره رضایت نمیداد
بعد. ازچندسال راضی شد باهم ازدواج کردن. ولی مامانش اصن روز عروسیشون. خوشحال نبود اصن لبخند نمیزد
خونه مادرشوهرش زندگی میکرد دختر همسایمون
خیلی خیلی هم خوشگل بود
بعدش یک سال بعد عروسیشون. یه روز گفتن ماهرخ تو حموم خفه شده مرده تا اینکه....