آقا من مجرد كه بودم خيلي دوس داشتم ازدواج كنم بعد همش شبا پتومو بغل مي كردم به خيال اينكه شوهرمه مي خوابيدم ولي الاااااان 😂😂😂 كلا پتو تو بغلم اصن حس آرامش پتو يه چيز ديگس شوهرمو بيشتر از يه دقيقه نمي تونم بغل كنم برا خواب ... شما فانتزياتون چي بود تو مجردي ؟ 🤪
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من شب موقع خواب تو بغل شوهرم میخابم صبح که بیدار میشم پام تو حلق شوهرمه😂😂
همیشه اولین تجربه ها یا خیلی تلخ هستند یا خیلی شیرین بعد از آن اولین ها همه چیز به مرور عادی میشود شاید بزرگترین موهبتی که خداوند به انسان داشته همین قصه ی تلخ عادت است...💔
همه ما تصور میکردیم بعد عروسی تو قصرمون راه میریم با یه من میکاپ و شنیون و کفشای پاشنه ده سانتی و شوهرمون صب تا شب قربون صدقمون میره.اما الان با شلوار کردی شوهر وموهای گوجه ای بالای سر با رنگ روی زرد و نشسته صبح تا ولوییم رو کاناپه هی پاچه شوهرارو میگیریم😂😂😂😂