چند مدت پیش جاریم اومد بهم گفت که منشی فعلی شرکت شوهرت، دوست دختر از قدیمش بوده در صورتیکه زمانیکه من با شوهرم دوست بودم و شرکتش میرفتم اصلا هیچ کارمند زنی نبود و الان هم منشی اش مرد هست و کارمند زن هم داره.
حالا بنا به دلایلی که خودمم توش موندم، من و شوهرم از هم مدام فاصله میگیریم و رابطه مون شل کن و سفت کن داره و مدام به یک نوع نیست!!!
از طرفی منم یک دختر ساده و چلمن و بی دست و پا نیستم که نتونم موضوعی رو ریشه یابی کنم و حلش نتونم بکنم اما واقعا میشینم با شوهرم حرف میزنم ریشه این شل کن و سفت کنی هارو نمیفهمم و وقتی رک حرف میزنم میکه حق با تو هست و درستش میکنم اما باز دوباره از دو ساعت بعد همون اش و همون کاسه
یعنی واقعا از دو ساعت بعد ها
و بعد بهونه کار و ازین داستانا میاره
مثلا یهو انقد باهم خوبیم که اصن پیش همیم همه مسایل یادمون میره حتی... اما یهو انقد جر و بحثی میشیم که اصن حد نداره...
از طرفی جاریمم برگشته اینو بهم گفته
اصن موندم!!
هنو به شوهرم نگفتم اما