من رفتم با خواهرم موج های ابی تو رختکن زن ها یه زن سن بالایی نگاه میکرد با جفتیش حرف میزد و جفتیش سر تکون میداد حالا من یه هودی با شلوارک تا رون هام پوشیده بودم انقدر نگاه سنگینشو احساس کردم خدا میدونه چرا اینطوری نگاه میکرد مرده شورشو ببرن 🤣🤣من واس پسرش میخواست