واقعااااا😂.حالا من ک ابروهامو مامانم شمرده بود ولیییی الان تیپم اینطویاو ازاد.راااحت شدم از دس ماما ...
نه من دبیرستان برداشتم ابروهام. ی خواهر بزرگ داشتم که جاده صاف کن بود 😂😂😂😂 اون طفلی با سیبیل رفت دانشگاه. بعد مامانم سر من اپدیت شد
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
عین من ک همین پریروز سر خواهرم رنگ ریخت مامانم بااا دسای خودشاااااا.حالا من😖😖😖😖
😂😂😋 مامانم موهای من رنگ میکرد خواهرم حرص میخورد. مامانم میگفت وا قدر حسودی تو 😂😂البته سال ۹۲ درسم تموم شد رنگ کردم
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...