2777
2789

امروز صب رفتم آزمایش دختر کوچولومو تحویل گرفتم بعد برای اینکه روستا هستیم و برای ویزیت دکتر دفترچش باید مهر میبود پس باید اول میبردم دکتر عمومی درمانگاهمون . وقتی آزمایش دخترمو به دکتر درمونگاه نشون دادم پرسید برای چی آز داده ک گفتم برای عدم وزنگیری و بیقراری بعد دکتر یه نگاه انداخت و گفت قندش ۹۹ یعنی رو مرزه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خیلی ترسیدم پرسیدم یعنی چی گف احتمالا باید تکرار بشه گفتم بعد اگه باز همین بود چی گفت باید دارو مصرف کنه قند داره .....

منم فقط هاج و واج نیگاش میکردم و اون باز داشت توضیح میداد ک کم خونیم داره و باید دارو مصرف کنه ... اما من دیگه نفهمیدم داره چی میگه دفترچه و آز رو برداشتم و اومدم ب سمت خونه

نفهمیدم چجور خودمو رسوندم فقط میدونم تا اومدم داخل زدم زیر گریه . بچه هامم خونه مامانم ک روبرومونه بودن . زنگ زدم ب مامانم و جریانو گفتم ک اون بنده خدا هم حسابی ترسوندم اما اومد با اون حالش ب دلداری دادن من ک توکلت ب خدا باشه مگه هر کی درس خونده زودی میشه دکتر و ...

خلاصه ساعت چهار بردیمش فوق تخصص گوارش اطفال ک این آزمایشا رو براش نوشته بود و وقتی نیگا ب آزمایشا کرد گفت همه چی خوبه و دخترت هیچ مشکلی نداره فقط احتمالا معدش حساسه باید ببینی چیا بهش نمیسازه

2790
2778
2791
2779
2792