كارگراى بيشعورش هر دقه دعوا دارن الانم دعوا كردن در حدع كشتار دست جمعى ب هم حمله كردن
اينم مجبور شد الان برع
كارشون هم توى بيابونه
الان من مانده ام تنهاى تنها
الان برع ديگه شب خطرناكه برگرده جادش افتضاحه
حوصلم سر ميرع و هوا تاريك بشه ميترسم
بنظرتون چ كنم؟😞