من و بابام شدیدا رفیقیم
ینی فرض کن من هم پسرشم هم دخترش
درد دل
ناراحتیاش از کار..از هرچی
مشورت راجب کارش..راجب امور خونه و زندگی
همه چیشو به من میگه
اونم بنظرم چون همیشه پشتشم
احترامش و خواسته هاش برام اولویته
و اینکه متقابلا منم باهاش درددل و مشورت میکنم
باهاش باب دوستی باز کردم