بس که پیچ در پیچ شد من اصلا قسمتای اول رو فراموش کردم ... من میگم شاید مهندس عموی ژاله باشه چون مادر آرمین گفت یه آدم بی سواده قسمتهای اول هم ژاله گفت عموم سرایدار دانشگاه تهرانه میگم شاید تو دانشگاه بچه زرنگا رو تور کرده
خب پرویز که مهندس رو میشناسه پس مهندسه نیس ولی باید فرستاده مهندس باشه تا همه اونایی که با این پرونده در ارتباط بودن رو بکشه تا دیگه هیچ ردی از مهندس نمونه
چون عموی ژاله سرایدار دانشگاه تهران بود همون اوایل ژاله گفت... چون مامان آرمین هم گفت مهندس یه آدم بی سوادی که دو که کلاس سواد نداره ولی دوست داره همه بهش بگن مهندس