به بزرگترین برج شهرتون میری با آسانسور میری به آخرین طبقه اش بعد از همون طبقه آخراز پله ها میدویی میای پایین
شاید از خودت بپرسی بعدش چه اتفاقی میافته؟
هیچی دیگه تا چند روز از خستگی اسم خودتم یادت نمیاد چ برسه به عذاب وجدان
واینگونه عذاب وجدان خود را با تکرار این عمل فراموش میکنی