سلام ..خیلی خوشحالم تو راه قم هستیم الان زنجان رو رد کردیم شهری ک توش دانشجو بودم چهارسال..یه حس خوبی دارم..وای خدا دلم لک زده بود برای جمکران....نائب الزیاره همتونم ان شاالله
میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
سلام خوبین؟ تو یکی از تاپیکاتون دیدم نوشتین وازینیسموس هستین- حلش کردین عزیزم؟
نه عزیزم فعلا تحت درمانم.چطور؟؟؟
میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....
اخه تو اینستاگرام ی پیج هست mamsite نمیدونم دیدی یا نه. ی دکتری داره ک خیلی تو این کار وارده. خیلی خانوم مهربونیم هست. گفتم بهتون بگم شاید حل بشه. چون طبق چیزی ک اطلاع دارم بیشتر جنبه روانی داره تا جسمی. ایشالله ک حل بشه زودتر
خدا ب همه نینی بده ب منم بده ب حق حضرت رقیه ی صلوات برای باردار شدن همه و من
اخه تو اینستاگرام ی پیج هست mamsite نمیدونم دیدی یا نه. ی دکتری داره ک خیلی تو این کار وارده. خیلی خ ...
اره میشناسم خانومخیابانی.ممنون عزیزم
میشکنم در خود..و تو حتی نمی آیی خرده های مرا جمع کنی..من تو را فریاد میکشم و تو سکوت را میپسندی...در میان همهمه ی این روزها ،چونان حشره ای کوچک اسیر باتلاق غم ها شده ام و مرا یارای بیرون کشیدنم نیست...این روزها ،ثانیه هایم چونان مردابی ست ک زندگی را یادش رفته است..دلم یک زندگی عمیق میخواهد نه زنده بودن محض..این روزها هرکسی جز تو مرا خوشحال می کند و من فراموش میکنم که دردی عظیم در خانه ی دلم آشیان کرده..و فراموش میکنم ک من یک زن هستم و تو خواهان زنانگی...درست زمانی که میدانم تو درمیان مردانگی های روزگار نامردترین مردانی....