بچها
يادمه معلمم بهم اعتماد داشت برگه امتحانيو ميبردم كپي كنم برا فردا
يدونم برا خودم ميزدم فقط همونا رو ميخوندم😂😂😂
يادمه گوشي ميبرديم مدرسه به مادربزرگ يكي از بچه هاي اكيپ زنگ ميزديم ميگفتم سلام من عروستم عروس جديدت / مگه پسرت بهت نگفته ؟
پيرزن بي چاره آي حرص ميخورد آي حرص ميخورد
رگباري فوش ميداد😂😂😂
يه مدرسه پسرونم پنجره هاش تو حياط مدرسه ما باز ميشد
يه پسره بود آشناي يكي از دوستام بود
از پنجره ميومد بيرون
مام داد ميزديم سووووووووووووسك سيااااااااااا
بعد ترقه مينداختيم تو پنجرشون😂😂😂
انقد از اين ماجراها دارم ك نگو😂😂😂
شمام تعريف كنيد فضا عوض شه
عزيزان ! من الان متوجه درست و غلط هستم
گفتم بچه بودم
بچه!
ضدحال نزنيد