برای اینکه زن ازش سر باشه و بترسه که زنشو از دست بده.همش مثل پروانه دورت بگرده.بعد تازه هیچکی هم نگاش نمیکنه.خیالت راحته که مال خودته فقط.بخدا عمه ی من شوهر اولش زشت بود.اینقد عممه مو دوست داشت.وقتی هیچکی توی فامیلمون ماشین نداشت بیست سال پیش.خانم ماشین پژو صفر سوار میشد.شوهرشم ادم حساب نمیکرد.ولی شوهرش میمرد براش.عمم بهترین زندگیرو داشت.حتی کسی میومد خونشونو تمیز میکرد که خانم اذیت نشه.شوهره خانمم از زبونش نمیفتاد.همه به زندگی عمم حسادت میکردن.عمم به شوهرش خیانت کرد.بازم شوهرش میگفت برگرد زندگیمونو بکنیم.ولی عمم ترسید از محدودیت ها و بد دلی هاش.طلاق گرفت.دیگه رنگ خوشبختی رو ندید.دوبار دیگه هم ازدواج کرد ولی الانم میگه کاش طلاق نمیگرفتم.عمم دخترش هم سن منه.باباش دیگه نذاشت بیاد پیش ما سه سال پیش اتفاقی همو دیدیم سر امتحان نهایی سوم دبیرستان.رفت و امدامون شروع شد.رفتم خونشون.اینقد باباش تغییر کرده بود میدیدیش انگار دکتر مهندس بود.بخدا مامان بابام دیدنشون اینقد جوش زدن گفتن چقد خل بود زنی که از این طلاق گرفت