ماری عزیز انشالله مشکل شما هم حل میشه من چیزی که در این 31 سال سنم فهمیدم این بود که به مشکلات بها ندی زود رنگ خودشون رو می بازن و اون لحضه که به فکر حل مشکل هستی و خدا خدا می کنی زیباترین لحظات من بوده
پس در هر مشکل و ناراحتی خیری نهفته
خوش بحال شما که به مادرت می تونستی بگی من اگه به مادرم می گفتم بینیم خراب شده منو با زنجیر به تخت میبستند فکر می کردند توهم ش ی ش ه دارم

... دیروز زنگ زده می گه مریضی می گم سرما خوردم زود تند سریع جواب داد تو از شمال چی می خوای اخه مگه تعطیل نشدی چرا از من فرار می کنی ببینم چه کاسه ای زیر نیم کاست من خبر ندارم فردا بلند میشم میام من دارم سکته می کنم