دختره ک گفتم قبول میکنه دوست شن فرهاد خیلی زوز میگیره که حتما عکس بده تا مطمن شم اینم یه عکس میده.عکساشو دیدم انصافا خیلی نازو تو دل بود پسره میگه تصویری حرف بزنیم میگه در این حد نه فرهاد شک میکنه .بهش میگه من که عکستو دیدم فرقی نمیکنه.اینم میگه شرایطم طوری نیست بتونم بات حرف بزنم بابام سختگیره بفهمه بدبختم اینم میگه دستتو بزار کنار چشم چپت با اخم عکس بگیر میبینه بعد یکساعت میفرسته میگه دیر فرستادی میگه میخواستم ارایش کنم اینم باور میکنه دیگه