2777
2789
عنوان

خیانت پی درپی

| مشاهده متن کامل بحث + 900 بازدید | 73 پست

گوشیشم قفل بود.یروز ک فهمیدم رمزشو تا بازکردم دیدم بایه دختر پیام بازی میکرده ک دختره شوهرمو فحش میداد تا ب شوهرم گفتم گفت مربوط ب دوستمه و دعوا درست کرد و رفت دانشگاه..فقط دعا میکردم دانشگاش زود تموم شه...سه سال پیش یه ماه بعد اززایمانم شوهرم عوض شد جا خوابشو یکم دورتر ازمن پهن میکردو گوشی بازی میکرد بهم میگفت زندگینامه کوروش رو میخونم منم زیاد گیر ندادم..تااینکه یروز به سرم زد رم گوشیشو برداشتم گذاشتم روگوشیم و کپی گرفتم...چندتاعکس از یه دختر بود شک کردم ..بهش نشون دادم گفتم کیه گفت تو کانال بود گفتم پس منم میذارم پروفایلم ک اونم زد توگوشم و گوشیمو گرفت عکسای دختره رو پاک کرد گفت یه اشتباه کردم تو گروه باهاش دوست شدم اونم عکس داد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دخترای دانشگاه هنگ کردن ک کمترازهفته ما ازدواج کنیم همه میگفتن سرکاریه این باهمه دخترای دانشگاه رابط ...


یه سوال شیرینی خورده پسر عمت بودی دوست پسرم داشتی از ترس این پسره باهاش دوس شدی ازدواج کردی؟

دنیا روسرم خراب شد..گوشیشوبرام باز کرد گفت اعتماد کن..منم بدون اینکه بفهمه تلگرامشو هک کردم دیدم دختره پیام داده به عشقت اومدم ولی بخاطر عشقت داری ولم میکنی شمارشو برداشتم زنگ زدم تهدیدش کردم ک شکایت میکنم و عکساشم دارم گریه زاری کرد گفت زندگیمو خراب نکن شوهرمو دوست دارم و ازین حرفا..بی خیالش شدم بااینکه سوختم خودم...دوباره پارسال رفتیم مسافرت ب شوهرم شک کرده بودم چون گوشیشم قفل بود یجوری رمزشو فهمیدم و رفتم تلگرامش یه شماره دیدم تازنگ زدم اونم دختر بود مسافرت کوفتم شد هفت روز کامل لب ب غذا نزدم اومدیم خونه همه چیزو به شوهرم گفتم ک فهمیدم دوست دختر داره گفت نه و ازین حرفا..شماره دختره رو ک دادم اونجا قبول کردو گفت بیا تلگراممونو حذف کنیم دیگ هم نریم حتی سیمکارتشم شکست.بازم بخاطر بچهام کوتاه اومدم اونم طبق معمول چندروزگوشیشو باز میکرد بعددوباره قفل میکرد

خلاصه یه ماه پیش مچ شوهرمو تو روبیکا گرفتم داشت با داداشم چت میکرد میدونین داداشم چیکار کرد درحقم؟؟به شوهرم پیشنهاد دختر داد وشوهرم قبول کرد داداشم گفت یه دوست دختردارم ک خودم باهاش تموم کردم و خیلی خوشگله توبرو باهاش باش منم سفارشتو میکنم...شوهرمم قبول کرده بود...من روزش فهمیدم جریانو ب شوهرم گفتم دنبال شماره ای فحشم داد گفت تو روانی شدی..همون لحظه زنگ زده ب داداشم گفته خاهرت از کجا فهمیده..بعد رفته خونشون پیش مامان و باباش دادوبیداد کرده ک زنم بهم شک داره و دیونم کرده اونام بهم گفتن واسه پسر ما دختر زیاده هیچوقت از داداشت شماره نمیخاد...برام سنگین بود این حرفاشون به هرسختیی بود ازپیامای داداشم و شوهرم اسکرین گیر اوردم ..ب شوهرم نشون دادم چون قبلش قسم میخورد همچین حرفایی با داداشم نزده..تا پیاماشو دید رنگش پرید فقط گفت تو توذهن من نیستی ک بدونی قصدم چی بوده..اینجوری خرم کرد منم از جرات اینکه دعوا نیفتیم دیگ جوابشو ندادم..بعد بهم گفت اصلا ب اون شماره زنگ نزدم...منم چون باورنکردم ب دختره زنگ زدم منوشناخت گفت شوهرت بهم اس داد تا فهمیدم شوهر توئه جوابشو ندادم حتی نوشت خاک تو سرشوهرت ک باوجود تو دنبال دختر نره .این پیامترم کشوهرم دید بازم گفت دختره دروغ میگ

یه سوال شیرینی خورده پسر عمت بودی دوست پسرم داشتی از ترس این پسره باهاش دوس شدی ازدواج کردی؟

واستا کامل توضیح بدم..پسرعمم با شوهرم دوست بوده بعد به شوارم میگفته بیا باهم باجناق بشیم داییم دوتادخترداره یکیشو توبگیر.منظور پسرعمم ابجیم بوده برا شوهرم...بعد شیرنی خوری ما یه طرفه بود ینی ما راضی نبودیم بزور عمم نشونی اورد وازین حرفا..منم گفتم باهرکی بخام ازدواج میکنم بابامم کارم نداشت...جریان دوست پسرمم فقط تلفنی بود ک اونم ازشانس من دوران دبیرستان با شوهرم تویه مدرسه بودن

از ترس داداشت یک عمر باید با اوقات تلخی و بی اعتمادی زندگی کنی

من خیلی ترسو بودم میدونستم خونوادم بفهمن به یه پسرنگاه کردم زندم نمیذاشتن...ولی بگم سه ماه بعد عقد شدید عاشق شوهرم شدم جوری ک دارم این زندگیو کثیفو تحمل میکنم

چرا تا الان باهاش موندی کسی که ی بار خیانت میکنه دیگه براش عادی میشه در ضمن خاک بر سر همچین داداش بی ...

داداشم بدجور بهم نارو زد...خودش بااینکه زن داره هرغلطی میکنه و براش عادیه پارسال همین موقع زنش جواب خیانتاشو داد..وقتی ب داداشم گفتم چرااینکارو کردی اگ قرار باشه شوهرم دنبال کسی بره منم میرم ک ابروتون بره اولش گفت شماره سرکاری دادم ولی بعدش گفت تو بفکر زندگی من نیستی ک خراب شده پس زندگی همتون باید خراب بشه گفت بازم ب شوهرت شماره میدم...منم رابطه شوهرمو با داداشم شکراب کردم ب شوهرم گفتم داداشم برات تله گذاشته اون شماره رو داده ک بری سر قرار منم بیام ببینمتون

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز