فردا شوهرم گفت میخواد بره خونه مامانش که ظرفشو بده ولی دلم نمیخواد بره البته به روی خودمم نیاوردم که ناراحت بشه الان یک هفته از اون داستان میگذره شوهرم گفت بیا اونجا بهش حرفاتو بگو حرفایی که پشتتم گفته بگو نترس منم هستم این قضیه باید معلوم بشه ولی من میترسم به شوهرمم گفتم نه نمیخواد ولی دیگه جاهایی که مادرت باشه نمیام اونم چیزی نگفت
چیکار کنم از نظرتون !؟