اخه یه بار دیگه هم تو عقد بودیم
حوله پوشیدم زیر چادرم کسی نفهمه میخوام برم حموم
یهو این بلند گفت زن عمو حوله رو چرا زیر چادرت پوشیدی؟
اون موقع هم همه برگشتن نگام کردن آب شدم رفتم تو زمین
یهو یاد اون افتاد برادر شوهرم
گفت جریان حوله شد و به بچه هه گفت تو حرف نزن 😑😐نمیخواستم این قسمتو بگم