خیلی خیلی سخته. وضعیت جسمی و روحیم داغونه مدام گریه میکنم کمردرد امونم رو بریده چهاردست و پا راه میرم پسرمم مدام بغلمه. خجالت میکشم دیگران متوجه بارداریم بشن. ولی خب میگم حتما حکمتی هست که باردار شدم. سختیش دو سه سال اوله.
دختردایی دامادمون هم دخترش 18 ماهشه تازه فهمیده بارداره اونم دوقلوووووو