میدونی چیه مامان منم دقیقا مثل شماست و حجابش کامله. بهش میگم مامان شما هم بپوش که باهم یجور بشیم، یه مدلی باشیم نمی دونم اوایل میگفت من بچه دارم نمی تونم چادر سر کنم سختمه بچه بغل، بعدش دوباره بهش گفتم، گفت من سر کار خیلی بدو بدو دارم نمی تونم. خلاصه دیگه کلا منصرف شد چون به نظرم مامانم خیلی تحت تاثیر اطرافیان قرار گرفت و بهش میگفتن چیه آخه همش تو دست و پات ولی مامان منم میگفت آره راس میگن ولش کن، به منم میگفتن اتفاقا، ولی من میگفتم بذار هرچی میخوان بگن، بگن چون اون تحقیق هایی که من کردم و جستجو هایی که کردم و مامانم نداشت ولی خودش خیلی دوست داره ها حتی بعضی وقتا میگه من اگه کنارم کسی که چادر نپوشه راه بره احساس امنیت نمیکنم.
میدونی چیه اگه یه چیزی رو با علاقه و علم انتخاب کنی با هرچیزی هم که بهت بدن حاضر نیستی عوضش کنی، چون خودت انتخابش کردی و میخوای پاش وایسی. چون میدونی اگرم هر چقدر سختی تحمل کنی و طعنه و کنایه بشنوی تهش یه چیزی داره دیگه. خلاصه خیلی لذت داره،
باور کن وقتی میرم بیرون اگر مانتو تنم باشه و بدون چادر باشم حتی اگر مانتو تا مچ پا هم باشه باز احساس میکنم هیچی تنم نیست. خب من با سرويس میرم اینور و اونور، اصلا وقتی میبینم راننده ماشین منو به فامیل و با پیشوند خانم صدا میزنه و بقیه رو با اسم و پسوند های مختلف، احساس موفقیت میکنم، میگم آره همینه که میخواستم و منو به چشم یک انسان میبنن نه فقط جنسیتم. اصن یه ارزشی برای آدم میاره، که لذتشو من حداقل تا حالا تو عمرم تجربه نکردم