2777
2789
عنوان

دعوا سر مادر شوهر

884 بازدید | 57 پست

سلام بچه ها من با خانواده ی شوهر خیلی رودروایسی دارم. بعد اونا سو استفاده میکنن امروز رفتیم خونه ی مادرشوهرم من کلی گرفتاری داشتم تو خونه به شوهرم گفتم اگه یه ساعته بلند میشی بریم اونم قبول کرد اخه اصلا مراعات منو نمیکنه مثلا وقی یه کار حساس و فوری هم دارم همینجوری بیخیال میشینه ‌. وقتی رفتیم مادرشوهرم گوشت  دراورد بیرون که غذا درست کنه من گفتم نهار نمیونیم اما شوهرم هیچی نمیگفت لال شده بود. مادرشم هی تیکه بار من میکرد که مثلا نترس خودم میزارم غذا رو بمون خلااااااصه وقتی اومدیم یه دعوای مفصل بین منو شوهرم اتفاق افتاد تاجایی که مادر شوهرممم خبر دار شد به نظرتون من باید چه رفتاری انجام بدم وقتی مادر شوهرم اصرار بیخود میکنه یا هی تیکه میندازه؟؟؟

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

بیچاره چمیدونه شما با هم قرار دارید

بیا و خوبی کن

خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست خدا، خدای آدمهای خلافکار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد فی الواقع خداوند اند لطافت،اند بخشش،اند بیخیال شدن،اند چشم پوشی و اند رفاقت است رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت میدهد.اگر آدمها مرام داشته باشند هیچوقت دزدی نمیکنند،ولی متاسفانه بعضا آدمها تک خوری می کنند و این بد روزگار است.بایستی ما یه فکری به حال اهلی شدن آدمها بکنیم،اهلی کردن یعنی ...اهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن.و این تنها راه رسیدن به خداست که بسیارم مهم است.

شوهرت باید میگفت مادر جان زحمت نکش ناهار نمیمونیم

اینجوریه که عروس میشه اژدها دوسر

خداوند مرا عاشقانه دوست میدارد...و تمام احتیاجات مرا برآورده میسازد...ممنونم خدای مهربون و رئوفم😚😚

باید توپ رو بندازی تو زمین شوهرت ...بلافاصله به شوهرت بگو نظر تو چیه بمونیم ؟؟بعد با نگاه خاصی بهش بفهمون که اگه بگه بمونیم خونش حلاله ....خودتو ننداز وسط ..یا بگو مامان جون من از خدامه پیشتون باشم ولی کلی کار داریم مگه نه فلانی ؟؟؟تا شوهرت به حرف بیاد 

هیچکار نکن تسلیم شو من ۵ساله با شوهرم سر این قضایا همش جنگ داریم آخر بازی هم مقصر منم و مادرایشون هم فرشته الان هم بیماری اعصاب گرفتم از بس سر این مسائل دعوا کردم ول کن جوونیت ارزش این چیزارو نداره الانم با چشمای پر از اشک دارم اینارو مینویسم 

خدایا ازت خواهش میکنم هرگز حسرت های زندگیم رو تبدیل به عقده نکنی
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز