2777
2789
تولدیک ماهگی سامیارمبارک باشه.
تولددوسالگی بچه های تیرماهی که این چندورزه هم بدنیااومدن مبارک باشه.
الی حالاجشن عروسی کی بود که این همه کیفورت کرد؟خوش به حالت منم اینقدردلم عروسی میخوادولی وقتی یاداین میفتم که بازعزای اینکه چی بپوشم وچقققققققدربگردم تایه لباس پیداکنم میگم همون بهترکه عروسی نداریم!
مامان آرشاخیلی ممنو که دعوتنامه فرستادی.اینقدردلم میخوادبیام اگه بشه این مخ شوشوراتوفرغون بذارم خیلی خوب میشه البته داداشمم تو بیمارستان گلستان داره خدمت سربازیشومیگذرونه ولی شوشی غیرتی اجازه نمیده بابچه تنهایی بیام تهران.اتفاقا یکماه پیش اومدیم چندروزی هم اونجابودیم خیلی خوش گذشت حالاببینم میتون مخشوبزنم یانه.
مریم جون دیگه کیمیااینقدربزرگ شده که همه چیزرابه خوبی بفهمه ومیدونه واسه آسایش خودشم هست که شمامیرین سرکارپس نباید ناراحت باشی بابت اینکه زودتردم مدرسه رسوندیش.

ببخشین من الزایم گرفتم چون این ماناخانم رااصلا نمیتونم به یادبیارم!!!دارم ازخودم ناامیدمیشم دیگه .پیری زودرس اومدسراغم.
اندراحوالات حمزه :چندروزپیش خونه مامانم بودم سارابچه خواهرم هم اونجابود یکسری ناخن مصنوعی صورتی خوشرنگ باخودش آورده بودخونه مامانم (این دختر8ساله عشق ناخن مصنوعی ازهمه مدلیش است)هی حمزه میرفت سراغ کیفش وناخن هارادرمیاوردبیروناخرسرهم یکیش گم شدوبچه خواهرم هم کلی دمغ شدطفلی اینقدم گشتم پیداش نکردم ودیگه ازخیرش گذشتیم.تااینکه شب اومدیم خونه تارسیدیم دیدم حمزه بدوبدورفت تواتاقش وهی میگفت نی نی ها(عروسکهاشومیگه نی نی)ببین نا(یعنی ببین ناخن)بعددیدم ازجیب لباسش یه ناخن مصنوعی درآورد!!!!!!!!!!من چشام داشت ازحدقه درمیومد که این بچه چطوربه ذهنش رسیده این ناخن راباید اینجوری قایم کنه؟؟وکلی بااین ناخن بچم بازی کرد.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام بچه ها
خوبید همه
امیدوارم اوضاع همه خوب باشه
به خصوص مونا و الی که دوبله کارشون سخته
اوضاع منم خدا رو شکر خوبه
علی هم خیلی بهتر از قبل شده و الان تنها ایرادی که داره و منو خیلی اذیت میکنه اینه که یهو جیغ میزنه و با اون صدای بلندش گوش فلک رو کر میکنه
اتفاقا ما هم دیشب عروسی بودیم و علی بیشتر از ما بهش خوش گذشت
سلام به همگی.

اول از همه، الینای خاله، خوشگل خانوم تولدت مبارکککککککککککککککککک عزیزم. می دونم که تولدت فرداست ولی چون فردا شاید نتونم بیام اینجا گفتم امروز تبریک بگم. همای مهربون و نازنینم. دومین سالگرد مامان شدنت هم مبارک باشه. الهی که الینا دخملی خوب و شایسته ای برای تو و باباییش بشه. بوسسسسسسسسسس.

هانیه جون مردم از خنده بخاطر کارای حمزه............ کوروش هم تقریبا همین کارا رو می کنه یعنی جدیدا قایم کردن اجسام رو خیلی دوست داره مخصوصا اگه مال خواهرش باشه!!!!!!!!!!!!
خانوم حنا جون من از مامانای مردادی هستم اگه بشناسی . مامان سروش ............................. من همون اول که اومدم سرکار 2 تا شیردوش مدلا خریدم یکی برای خونه خودمون و یکی برای خونه مامانم . الان هر دوتاش موجوده اگه خواستی یکیش رو میدم به تو . اگه خواستی بگو شماره ام رو برات بزارم زنگ بزنیم هماهنگ کنیم .........سام و یاس رو ببوس .
سلام به همه

تولد یک ماهگی سامیار کوچولو مبارک باشه.

من شرمنده که اینقدر دیر اومدم سر بزنم . یه هفته آیسا مریض بود بعدش پدر گرامیش اس اس شد و بعد هم من دو بار رفتم زیر سرم و قرص و آمپول و بند وبساط

امیدوارم که همتون خوب و خوش باشید و فسقل ها هم تولد اشون مبارک.

بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام منم اومدم و دلم خیلی براتون تنگیده بود منم جمعه یه مهمونی توپ دعوت بودم که طبق معمول بچه ها بیشتر حال کردن چون تولدی بود در حد عروسی.از طرفی دوست خیلی نزدیکم زایمان کرد و منم رفتم دو شب موندم پیشش و تجربه های گران بهامو در اختیار همه گذاشتم.حالا هم که اومدم خونه حسابی گیجم و من موندم و هزار تا کار که همه رو ول کردم اومدم پیش شما انقد خونه دوستم بهشون کمک کردم که آنا در اومده میگه مامان مگه تو کارمند این خونه ای؟؟؟؟خاک به سرم آبرومو با این حرفش برد جلوی همه.حالا خوبه خود آناهیتا عاشق تک تک آدمای اون خونه ست و از بچگی تو بغل اینا بزرگ شده وگرنه نمیدونم چی می گفت آپتینم همه ش حسودی میکرد و تا بابای بچه پسرشو بغل میکرد اون قهر میکرد بنده خدا ها همش ناز بچه های منو می کشیدن حتی براشون کادو خریده بودن که بگن آرش(نی نی دوستم) براتون آورده ولی سودی نداشت و این دو تا به شدت حسادت میکردن.آخه خیلی اونا رو دوست دارن.
خانوم حنا بالاخره وقت شد وبلاگتو دیدم و خاطره زایمانتو خوندم و گریستم.چه شخصیت جالب و دوست داشتنی داری گلم.عاشقت شدم!!!و از خودم شرمنده شدم که همه ش به خدا غر میزنم که چرا بچه هام پشت سر هم هستن؟خدایا ببخشید دیگه تکرار نمیشه.مونا جون تو خوبی ؟اوضاعت با سارینا چه طوره؟ هانیه جون مردم از خنده از دست این بچه ها!دریا و مامان آرشا امیدوارم خوب باشید هر چند هیچ کس سراغ ما رو نمی گیره ولی ما مخلص تک تکتون هستیم کلآ.انقدم دل ما رو با این تولدتون آب نکنید ایشالا خوش بگذره حتمَآ بگیرید که خیلی عالی میشه می بوووووووووووووسمتون بای.
راستی بچه ها من تابلوهای نقاشیم رو برای فروش گذاشتم.اگه دوست داشتید به تاپیک : سایر موضوعات مربوط به والدین و کودک/کرجی ها بشتابید: فروش وسایل اضافی--- سر بزنید.تحویل برای تهرانی ها درب منزل.
سلام و صد سلام به همگی

ما دیشب تود الینا رو گرفتیم . جاتون خالی خوب برگزار شد . البته من نمیخواستم تولد بگیرم به غیر از حضور خانواده های خودمون (یعنی مامان و باباهامون) ولی یه سری مثل خاله ام و چند تا فامیلم که خیلی باهاشون رفت و آمد داریم و دوستم گفتن میام کلا شدیم 25 نفر . ولیییییییییییی نمیدونید الینا چه ذوقی کرد و چقدر بهش خوش گذشت اصلا با پارسالش که 60 نفر مهمون هم دعوت کردم قابل مقایسه نبود . برای تک تک کادوها ذوق میکرد.

مریم جونم ممنون که به یاد من دخملی بودی

c62pjinzw8k3u3piuwtj.jpg

دارم سعی میکنم یه عکس هم تو کلوپ خصوصی بذارم نمیدونم موفق میشم یا نه؟ اگه آره برید ببینید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108