2777
2789
سلام بر اهالی تاپیک تیرماهی

سال نو بر همگی مبارک.


"سمیرا جونم مرسی که اومدی اولین کامنت سال جدید رو برامون گذاشتی.
قربون تو و ساتیار خوشگله برم...ما دیگه از اون خونه رفتیم و سعادت همسایگی با شما رو از دست دادیم!
الان سمت میدون بوستانیم!
وبلاگت رو هم دورادور میخونم ولی امکان ورود به خود وبلاگ و کامنت گذاری برام فعلا مقدور نیست.
خوش بگذره بهتون."
سلام بر اهالی تاپیک تیرماهی

سال نو بر همگی مبارک.


"سمیرا جونم مرسی که اومدی اولین کامنت سال جدید رو برامون گذاشتی.
قربون تو و ساتیار خوشگله برم...ما دیگه از اون خونه رفتیم و سعادت همسایگی با شما رو از دست دادیم!
الان سمت میدون بوستانیم!
وبلاگت رو هم دورادور میخونم ولی امکان ورود به خود وبلاگ و کامنت گذاری برام فعلا مقدور نیست.
خوش بگذره بهتون."

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همه

ما از یه سفر 8 روزه شمال به همراه خاندان شوشو برگشتیم و خدا رو شکر خوش گذشت و ختم به خیر شد.

امیدوارم به همتون خوش گذشته باشه و سال خوبی رو شروع کرده باشید.

دوستتون دارم
بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام
امروز اولین روز از هفته چهل بارداری مه...
حس نزدیک بودن زایمان الان اومد سراغم از اونجا که تمام این شبها بدخواب نبودم و امشب دیگه خوابم یه خواب درست و حسابی نبود....از ساعت 1 که خوابیدم تو خواب و بیداری هزارتا و فکر و خیال تو سرم بود و آخرش هم دیگه نتونستم تو تخت بمونم و زدم بیرون شاید با نوشتن کمی خسته و خواب آلوده شم!

ساعت 5 بعد از ظهر وقت دکتر دارم و معاینه می شم تا اصلا ببینیم نسبت سر بچه به لگن من چظوریه؟!؟


مامان علی ممنون از اس ام اس ات....کاش توضیح یکی د صفحه پیش منو خونده باشی...

برم ببینم دنیا دست کیه این وقت صبحی!!!


الی جون قربونت برم الان وقت ندارم برای همه بنویسم ولی اومدم اینجا برای تو بنویسم تا یه وقت با اون نی نی که تو دلت هست چیزی به دلت نمونه
من هر بار راستش برات مینوشتم اسمی ازم نمیاوردی فکر کردم شاید از دستم ناراحت باشی برای همین برات اس ام اس زدم تا اگه ناراحتی هم هست از بین بره
بعد گفتم شایدم اس ام اس من نرسیده باشه
پست های سه صفحه پیش رو هم خوندم چیزی به نظرم نرسید
به هر حال همه تون رو دوست دارم و تو الان خیلی موقعیت تت مهمتره چون یه تو دلی داری و نباید اصلا ناراحت باشی
ضمنا اون پست رو پاک کردم چون ممکن بود منظورم رو اشتباه گفته باشم
اصلا آدم وقتی برای کسی تبریک عید میفرسته که نباید حتما جواب بگیره گاهی ادما انقدر سرشون شلوغ میشه که یادشون میره
به هر حال اگه منظور اشتباهی رو رسوندم مراتب عذر خواهی منو بپذیرین
مونا هم همین طور امیدوارم حسابی حالت خوب باشه مونا جون
راستی بچه ها علی از امروز قراره بره مهد چون مامانم اصلا حالش خوب نیست یعنی دستش از بس که درد داره ورم کرده بس که این بچه من رو بقل کرد
سلام سلام ... همگی سلام...

الناز جونم خیلی به فکرت بودم توی این تعطیلات هی می گفتم یعنی زایمان کرد؟؟؟ راستی مگه می خوای طبیعی زایمان کنی که می گی نسبت سر بچه به لگن رو می خواد ببینه؟؟؟ یه بار هم بهت زنگیدم که جواب ندادی... خلاصه خلاصه که خیلی خیلی دوست دارم و به یادتم ... راستی بعد از زایمان می ری خونه ی مامان اینا یا خونه ی خودتون می مونی؟؟؟

مامان علی عزیزم من جوابتو دادم ایشالا که به دستت رسیده...

و از همه بدتر من نتونستم مارسیم رو ببینم... یعنی جور نشد یه روز من برنامم جور بود مارسیم نبود یه روز اون پایه بود من نبودم... خلاصه نشد که بشه و من خیلی غصه خوردم... ایشالا که به سلامتی برسند
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام

خوب خدا رو شکر می بینم که تعطیلات تموم شد و همه به خوشی و سلامتی به سر کاراشون بر گشتن

مامان علی جان من فکر نکنم الی از دست شما ناراحتی داشته باشه ، مطمئنم که اگه تو دلش چیزی بود بهت می گفت ، بعضی وقتا خیلی برای هم می نویسم که به خاطر مشغله زیاد ، فرصت جواب دادن نیست ولی اینو نیاید رو حساب بی اعتنایی گذاشت مطمئنم هممون همدیگرو دوست داریم ، عاشق نی نی هامون هستیم ، و این صفحه فرصتی برای اشنا شدن با نظرات دیدگاهها گاها درد دلها و.......

نگه داری از ساتیار بعضی روزا برام طاقت فرسا می شه خدایی اگه تک تک شما نبودید و من از حال و احوال تک تکتون خبر نداشتم نمی دونم الان در چه وضعیتی بودم ....بعضی روزا می گم من که فقط بچه کوچیک ندارم ....پس صنم چی بگه که 2 تا داره ....پس مارسیم ، مهناز چی بگن که تو کشور دیگه ای هستن و خانوادشون کنارشون
نیست ...... و یا مامان علی چی بگه که بچش حساسیت داره و ..... خیلی های دیگه که بهشون فکر می کنم بهشون احساس دارم و دوسشون دارم


اینارو نوشتم تا به اینجا برسم و بگم اگه تک تکتون از من بدی دید و یا برام نوشتید من جواب ندادم و یا فرصت نکردم براتون نظرمو بگم ...از همتون عذرخواهی می کنم و روی ماه همتونو از همین شیشه مانیتور می بوسم لطفا هم اکنون لپ خود را به مانیتور بچسبانید ......
بچه ها سمیرا راست میگه خیلی حرف خوبی زدی
من هر موقع خیلی علی اذیتم میکنه به این فکر میکنم که بقیه هم مثل من هستن
سمیرا دقیقا زدی تو خال منم به صنم خیلی فکر میکنم میگم با دو تا بچه چی کار میکنه
بعد از اون به الی و مونا فکر میکنم که الان یه تو دلی هم دارن
تازه همیشه به این فکر میکنم که الی چطوری با یه کوچولو این همه مسافرت میره این خیلی خوبه که این کار رو میکنی الی جان
من همیشه فکر میکردم برای اینکه برم مسافرت و بهم خوش بگذره یا باید بچه نباشه یا باید بزرگ بشه ولی از وقتی تو رو دیدم دیگه اینطوری فکر نمیکنم میگم با بچه هم میشه رفت مسافرت و خوش گذروند تازه به علی که خیلی وقتی میریم مسافرت خوش میگذره کلا سفر رو خیلی دوست داره
ضمنا بچه ها خواهشن هیچ کس هیچ تصور خاصی در مورد حرفای من نکنه چون به شدت دوستون دارم و چون شماها نی نی دارین اصلا دلم نمی خواد که یه خورده هم ناراحت باشین ناراحتی ما تاثیر مستقیم رو نی نی ها داره
من خودم دو سه روز پیش یه کم ناراحت بودم علی انقدر عصبی شده بود هی همه چیز رو پرت میکرد
راستی یه سوال نی نی های شما هم یه موقع هایی همه چیز رو پرت میکنن؟ میخوام بدونم فقط علی اینطوریه؟
گاهی هم دلش میخواد یه چیز بشکونه تازه با علاقه میگه ایشدسته = شکسته
یا مثلا میگه بچه میشتنه نکن بعد کار خودش رو میکنه
سلام به همه ماما نهای مهربون

سال نو روبه همه مامانها تبریک میگم انشالله سال جدید سالی متفاوت براتون باشه (البته درجهت مثبت) وسال های سال ما باشیم وآزارواذیتهای نی نی هامون باشه ونی نی سایت هم باشه تا باهم درددل کنیم .
ببخشید اگه نمی تونم حضوری پررنگ داشته باشم دلم باهاتونه ولی یه کم سرم شلوغه .

مونا جون والی جون امیدوارم به سلامتی بارتونو زمین بگذارید وهمه چی خوب پیش بره.

مواظب خودتون ونی نی هاتون باشین.
سلام سلام صد تا سلام

سال نو همگی مبارککککککککککککککککککککک

ما خوبیم و عید خوبی رو هم پشت سر گذاشتیم امیدوارم تا آخر سال هم همه چی به خوبی بگذره

پستاتونو تند تند خوندم منتها چون تازه الان اومدم سرکار نمیتونم برای تک تکتون بنویسم دوستتون دارم هوارتا

فقط بگم هنگام سال تحویل من حمام بودم آب هم یخ بود آقای همسر آب گرم میکردن و سارینا خانوم هم اود رو از سر سفره هفت سین برداشته بود و لبشو سوزوند در کل هر کدوم یه طرف بودیم


الییییییییییییییییی خیلی خیلی تو عید به یادت بودم امیدوارم به سلامتی زایمان کنی خودتو وا ون گل دخترتم میبوسم

زودی میام برای همتون مینویسم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام سلام

بچه ها من به یاد تک تکتون و بخصوص فینگیلیهاتون بودم . انشاء الله که سال خیلی خوبی رو شروع کرده باشین .

مونا و الناز عزیز هم به سلامتی بارشون رو زمین بزارن :*

مهتاب جونم چقدر کار خوبی کردی که برامون نوشتی دلم برای تو و خوشگل خانوم خیلی تنگ شده بود عزیزم .

بچه ها از دور روی ماه همتون رو می بوسم :*
سلام خانومهای گل خوبید.
من بعد از 15-16 روز اومدم سرکار خدائیش تعطیلات خیلی خوب بود راستی رهام هم مهد کودک میره از هفته پیش کم کم روزی 3-4 ساعت بردمش تا امروز عادت کنه یه روز کامل تو مهد باشه الانم زنگ زدم گفتند خوبه و داره بازی میکنه اما راستشو بخواین صبح وقتی گذاشتمش مهد تو ماشین کلی گریه کردم از این مدل گریه های احساس کناه که آی من چه مادر ظالمی هستم که بچه ام رو میزارم مهد ولی وقتی تو اداره به این موضوع فکر میکنم میبینم انگار این حس خیلی بی معنیه رهام الان داره تو مهد بازی میکنه و من الکی غصه میخورم .
هما جون بیا یکم دلداریم بده یادم مهر ماه که الینا رو تازه گذاشته بودی مهد یه جورایی حس الان منو داشتی.
یه چیز دیگه الان که دارم براتون مینویسم سر پا وایستادم چون تو اداره تعمیرات داشتم کلا تمامی وسائل با خاک یکسان شده نیستید که ببینید همه دست به کار شدن دارند تمیز کاری میکنند چون مدیر عامل اداره گفته هر کسی میز خودشو مرتب کنه تا زودتر اداره سامان بگیره اینم از اولین روز کاری رسمی در سال 89
الانم میخوام با همکارم برم ناهار بیرون جاتون خالی چون تو اداره نه آب داریم و نه دستتشویی بلکه اینجوری یکم از این خاک و خول بیایم بیرون.
راستی الی و مونا نازنین امیدوارم زایمان خوبی داشته باشید هردو ضمنا الی جون ما رو بی خبر نذار منتظر خبرهای خوبت هستیم.
همتونو با فینگیلاتون دوست دارم.
مژی جونم غصه نخور عزیزم من باهات همدردم . منم در بدر دارم سمت خونه مامان اینا دنبال مهد می گردم که از هفته دیگه نیلا رو بزارم چون بقیه کشش شیطنتهای نیلا رو ندار .

می خوام از ساعت 8 بزارم تا 1 فعلاً ببینم اگه بتونه تمام وقت بزارم . دقیقاً منم احساس تورو دارم ولی وقت یاد حرفای مونا می افتم که میگه چقدر با این زنای 50 ساله بازی کنه یکمی به خودم حق میدم که بره اونجا و سر گرم بشه .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108