سلام و صد سلام به همه مامانی مهربون
مارسیم جونم از جدولت ممنون خیلی به درد بخور بود
ساره جون خوش اومدی به جمع تیر 87. عکسای گل دخترات خیلی قشنگ بود . کلی حال کردم . خوش به حالشون دو تا خواهر با این تفاوت سنی چقدر به درد هم میخورن . من همیشه آرزوی داشتن یه خواهر رو دارم .و فکر میکنم یعنی مطمئنم الینا هم به سرنوشت خودم دچار بشه با این تفاوت که آرزوی داشتن برادر هم به آرزوهای اون اضافه میشه. ببوس گل دخترای نازتو
سمیه جونم پستت رو که خوندم گریم گرفت خیلی سخته این بچه های به این کوچیکی اینطوری میشن . راستش دیشب خونه مامان شوشو بودیم از اهواز براشون مهمون اومده بود الینا هم باهاشون رفیق شده بود و اونها هم زحمت کشیدن هر چی دم دستشون بود تو دهن این بچه کردن!!!!! الینا هم از همش یه کوچولو هم شده محض اینکه مزه مزه کنه و دلشونو نشکنه خورد . و انها هم هی میگفتن چه بچه مهربونی ، چه بچه خوش اخاقی ، چه خونگرمه و شوشو هم بادی به غبغب انداخته بود که بیا و ببین و خلاصه چشمتون روز بد نبینه آخر شب اومدیم خونه داشت شیر میخورد و تقریبا خوابش برده بود یکدفعه شروع کرد به بالا آوردن اونهم چه بالا آوردنی و من داشت خونه رو سرم خراب میشد و خلاصه نصفه شبی تمام ملافه ها رو جمع کن . لباس خودم و الینا که افتضاح شده بود و ...........
و تا صبح من نصفه جون شدم هر سرفه ای که میکرد و یا میغلطید من از جا میپریدم بالای سرش و یه قسمتایی هم چون خیلی نگرانش بودم (اخه خیلی بد بالا آورد ) بغلش کردم و نشستم و تقریبا تا صبح نخوابیدم البته خدا رو شکر الینا تا صبح خوابید و صبح هم حالش خوب بود . الانم مهد زنگ میزنم میگن خیلی خوبه
این هم جریان تعطیلات ما
مونا جون ایشاله تا 2شنبه اول بیا خبر سلامتی کامل و بعد جنسیت نی نی رو بگی و یه قومی رو از سردرگمی در بیاری
الناز عزیزم یاس خوشبو و خوشگل چطوره؟ داداش سام خوبه ؟ مواظب خودت باش.
مریم جونم من هم با ایمیلای تو خیلی حال میکنم . ممنون. کیمیا و کوروش کبیر رو ببوس
مهتاب عزیزم تو کجائی؟ بیا یه سر بزن . راستی شلوار خریدی؟ از کجا؟ من به شدت نیاز دارم
بقیه بقیه که اسم نبردم همتون رو دوست دارم و میبوسمتون