2777
2789
سلام و صد سلام به همه مامانی مهربون

مارسیم جونم از جدولت ممنون خیلی به درد بخور بود

ساره جون خوش اومدی به جمع تیر 87. عکسای گل دخترات خیلی قشنگ بود . کلی حال کردم . خوش به حالشون دو تا خواهر با این تفاوت سنی چقدر به درد هم میخورن . من همیشه آرزوی داشتن یه خواهر رو دارم .و فکر میکنم یعنی مطمئنم الینا هم به سرنوشت خودم دچار بشه با این تفاوت که آرزوی داشتن برادر هم به آرزوهای اون اضافه میشه. ببوس گل دخترای نازتو

سمیه جونم پستت رو که خوندم گریم گرفت خیلی سخته این بچه های به این کوچیکی اینطوری میشن . راستش دیشب خونه مامان شوشو بودیم از اهواز براشون مهمون اومده بود الینا هم باهاشون رفیق شده بود و اونها هم زحمت کشیدن هر چی دم دستشون بود تو دهن این بچه کردن!!!!! الینا هم از همش یه کوچولو هم شده محض اینکه مزه مزه کنه و دلشونو نشکنه خورد . و انها هم هی میگفتن چه بچه مهربونی ، چه بچه خوش اخاقی ، چه خونگرمه و شوشو هم بادی به غبغب انداخته بود که بیا و ببین و خلاصه چشمتون روز بد نبینه آخر شب اومدیم خونه داشت شیر میخورد و تقریبا خوابش برده بود یکدفعه شروع کرد به بالا آوردن اونهم چه بالا آوردنی و من داشت خونه رو سرم خراب میشد و خلاصه نصفه شبی تمام ملافه ها رو جمع کن . لباس خودم و الینا که افتضاح شده بود و ...........
و تا صبح من نصفه جون شدم هر سرفه ای که میکرد و یا میغلطید من از جا میپریدم بالای سرش و یه قسمتایی هم چون خیلی نگرانش بودم (اخه خیلی بد بالا آورد ) بغلش کردم و نشستم و تقریبا تا صبح نخوابیدم البته خدا رو شکر الینا تا صبح خوابید و صبح هم حالش خوب بود . الانم مهد زنگ میزنم میگن خیلی خوبه
این هم جریان تعطیلات ما

مونا جون ایشاله تا 2شنبه اول بیا خبر سلامتی کامل و بعد جنسیت نی نی رو بگی و یه قومی رو از سردرگمی در بیاری

الناز عزیزم یاس خوشبو و خوشگل چطوره؟ داداش سام خوبه ؟ مواظب خودت باش.

مریم جونم من هم با ایمیلای تو خیلی حال میکنم . ممنون. کیمیا و کوروش کبیر رو ببوس

مهتاب عزیزم تو کجائی؟ بیا یه سر بزن . راستی شلوار خریدی؟ از کجا؟ من به شدت نیاز دارم

بقیه بقیه که اسم نبردم همتون رو دوست دارم و میبوسمتون
مامان آرشا خیلی برای آرشا ناراحت شدم . خدا خیلی بهتون رحم کرده ، حالا مال تخم بلدرچیت بود یا چیز دیگه ؟ خدارو شکر که به خیر گذشت .
مونا دوشنبه که رفتی سونو دکتر خبر سلامتی و جنسیتش رو بهت میده و خیالت راحت میشه . سارینا خوشگله خوبه؟
اینم یه عکس جدید از آراد .
شما هم بیاین عکس بچه هاتون رو بزارین دیگه .
http://www.img98.com/images/ikbodhcwrj3qduu59mi0.jpg

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلام ... همگی خوبین؟

روز اول هفتتون بخیر ...

ماهم هستیم .... خوب ..مثل همه درگیر دندون درآوردن و این حرف ها ..... بدخوابی و امثالهم .... و شیطنت .... البته حدود 100% .....

مونا جون ... تا دوشنبه که دل تو دل ما نمی مونه تا بفهمیم این نین گل شما چیه که ..زود بدو بیا خبر بده و سایرنای شیطون رو ببوس ....

مارسیم گلی ...الهی بمیرم ... این واکسن هم چیز خیلی بدیه هاااااااا ..خیلی دلم می سوزه واسه بچه ها ....


--------

اینها رو ساعت 10 نوشتم ..الان حضرت والا خوابیدن شد دوباره بیام و بفرستم....

همتون رو دوست دارم ..برم سراغ آشپزی...فعلا
واییییی الهی بمیرم واسه آرشا گلی ... می دونم چی کشیدی سمیه جون ...خیلی سخته ... خدا رو شکر که الان خوب شده ....

هما جون..آخییییییییی..... این بالا آوردن خیلی بده ..مخصوصا که بچه خودش خیلی می ترسه ...من هم همین مشکا رو دارم ..اونهم اینه که شایان دست هیچکس رو رد نمی کنه ..از بس که مردم داره بچه ام .... هههههه ... همین دیشب شامش رو کامل خورد بردمش طبقه بالا خونه مادر شوشو... داشتن شام می خوردن این هم یه کم نق و نوق کرد ..دوباره به اسم سالاد کلی هم برنج بهش دادن ..تازه مامان شوشو گفت بچه ات خوب سیر نشده که می خواد .... گفتم نه بابا هوسه ..بهش ندین ..گفت بچه هرچی هوس کرد باید بخوره ..دلش می شکنه اونوق!!!!!!!! ..فکر کن ساعت 10 شب بعد از یه کاسه برنج بشینی و باز به بچه برنج و سالاد بدی .... نتیجه این شد که شایان تا 12 شب به خودش پیچید و هی آب خورد و هی آب خورد ... و نخوابید ....
وقت نکردم پست هاتون رو بخونم
آروین 4 روزه تب کرده اصلا آبریزش هم نداره سرفه و عطسه هم نمی کنه خیلی بی حاله
دکتر میگه تب ویروسیه
مجبور شدم یه سر بیام اداره کار داشتم اما الان دارم سکته می کنم آخه تبش خیلی بالاست
تورو خدا برام دعا کنید خوب بشه
اصلا دارو نمی خوره و همش بالا میاره
سلام به همه دوستای خوبم بعد از یه مرحله بسیاااااااااااااااااااااار وحشتناک اسباب کشی درب و داغون اومدم بگم که عاشق تک تک دوستاییییییییییییییییی خوب و با معرفتم هستم که چه توی نت چه اس ام اس چه تلفن واقعا خوشحالم کردن و بماند که من شرمنده اکثرشون شدم و نتونستم جواب بدم اینم یه بوس مخصوص واسه محبوبه گل و مهربون



می یام مفصل می نویسم بعد از یه هفته مرخصی کلی کار دارم
سلام به همه

وای الهی بمیرم برای اون آرشای ناز که اینهمه اذیت شده و خودت سمیه جون که میدونم با هربار مریض شدن این فسقلها ما صد بار میمیریم و زنده میشیم.
امیدوارم الان بهتر و بهتر شده باشه. ببوسش

بقیه هم دوستتون دارم و مرسی از اینکه به یاد من و آیسا هستید.
بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
فدرای عزیزم
امیدوارم آروین هم بهتر بشه. سعی کن محیط رو براش آروم کنی و بخوابونیش. ( محالی که تا بینهایت ادامه داره !!! )
بوس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام مامانای مهربون خوبید
وای پستهای قبلی خوندم انگار دنیا رو سرم خراب شد آخه دلم گرفته بود اومدم اینجا دیدم که ای بابا
امشب وقتی رهام رو از خانه مامانم آوردم توی ماشین ساکت ساکت نشسته بود فقط روبرو رو نگاه میکرد هرچی صداش زدم خندوندمش دیدم نه خیر براش ضبط زدم هیچی رسیدیم خونه خودمون بابائیش هم یک ربع بعد از ما رسید خونه اونم گفت چرا این بچه حال نداره من گفتم نه بابا احتمالا خستس بابائی هم چون هیئت دارند ساعت 8 زد بیرون خلاصه شام رهامو آماده کردم بهش بدم چند قاشق با بی میلی خورد و چشمتون روز بد نبینه یه سرفه کردو بالا آورد یه چند تا تیکه قرمز هم بود که من فکر کردم لخته خونه زنگ زدم به مامانم حالا همچنان هم داشتم گریه میکردم بابام گوشی رو برداشت بهش که گفتم اولش جا خورد گوشی رو که داد به مامانم یهو مامانم یادش اومد که برادرم براش بعد از ظهری از این ژله های آماده خریده بوده فکر کنم سنگین شده بوده سر دلش مونده بود فقط خدا میدونه دست تنهایی چی بهم گذشت
به نظر من به این بچه ها نباید مواد غذایی سنگین یا حتی بیشتر از حد بدیم و فکر میکنم که اگه شامشون رو همون سر شب بخورند و موقع خواب هم یه شیشه شیر رو بخوابند خیلی بهتره
ببخشید افکارم خیلی داغون شده تک تک شما رو دوست دارم و از اینکه تو این موارد میام اینجا و یه جورایی سنگ صبور هم میشیم احساس آرامش میکنم امشب وقتی اومدم اینجا اولش حوصله نداشتم بنویسم ولی همینکه پستها رو خوندم انگار مادر همه بجه های اینجا شدم طاقت نیاوردم گفتم شاید اینجور یکمی خالی شم به خدا آروم شدم بوس برای همه نی نی های تیر 87 و زنده باد مامانهای تیر 87
سلام به همه مامانا و نی نی ها. الهی که همه خوب باشین و بلاها دور شده باشه. گزارش های بیمارستانی همتون رو با نگرانی و چشمهای گشادشده خوندم.

چه آخر هفته ای داشتین همتون!!!!!!!!!!!! الهی بمیرم واسه بچه هامون که همش مریض بودن......

مامان آرشا، خییییییییلی واسه آرشا ناراحت شدم. کدوم بیمارستان بردیش؟؟؟؟ الان حالش چطوره؟؟؟؟ بالاخره نگفتن از چی بوده؟؟؟؟ الان خوبه دیگه بالا نمی یاره؟

هما جون. واسه الینا هم خییییییلی ناراحت شدم. این بچه ها خیییییییییلی قر و قاطی (نمی دونم درست نوشتم یا نه!!!!) می خورن. باید چهارچشمی اینا رو پایید که دارن چی چی می خورن. دندون آسیا هم که ندارن باعث می شه که خوب نجون و رودل کنن. خیییییییییلی مراقبش باش مادر. بهش نعناع دم کرده بده. نعناع کیسه ای (مثل چای کیسه ای) هم هست که فوق العاده هستش. حتما حتما بهش بده.

فدرا جون. آروین بهتر شد؟؟ آره اینجوری که تو گفتی معلومه از این ویروسی ها گرفته. نگران نباش فقط تبش رو حسابی کنترل کن. تازه اگه اسهال و استفراغ شدید هم بهش اضافه شد نترس. دو سه روز ایطوریه بعد خوب می شه. محکم ببوسشششش.

مژی جون رهام چطوره؟؟؟ بهتر شد؟؟؟ آخرش ما نصفه جون می شیم از دست این ووروجک ها. ایشالله که دیگه هیچ کدومشون مریض نشن.

مارسیم کجایی؟؟؟؟ اثاث کشی و بسته بندی تموم شد؟؟؟؟ تب سامی چطوره؟؟؟

سمیرا جون خسته نباشی. الهی همیشه خستگی ها مال خوشی ها باشن.

موناجون چطوری با جوجه ها؟؟؟ می بینم که می خوای بهمون کادوی شب یلدا بدی و سورپرایزمون کنی......... الهی هر آنچه خیره برات پیش بیاد.

دریا جون. مرسی از دلداریت بابت وزن کوروش کبیر!!!!!!!!!! خوب خدا رو شکر که یکی هم مثل کوروش ظریف مریف پیدا شد. ناراحت نباش تا زمانی که صحیح و سلامت باشن وزنشون مهم نیست.

ما هم همه خوبیم. روز جمعه هم مهمونی به خوبی و خوشی برگزار شد. فقط آخر شب مریم موند و یه دست پر از درد وحشتناک که تقریبا تا صبح نخوابیدم. از آرنجم درد می کرد تا نوک انگشتام. هر مدل قرص و پمادی هم که بگین استفاده کردم که بی فایده بود. الانم کم و بیش درد می کنه. خیلی خسته شده بودم.

بقیه ها کجایین؟؟؟ بیایین دیگه.........

بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس واسه همه.

سلام

وای من فدای اون آرشای نازم الینای خوشگلم و رهام قشنگم و آروین خوبم انشالله دیگه مریض نشید و همیشه خوب و خوش باشید واقعا" با خوندن مریضی بچه ها آدم خودشم احساس درد و مریضی میکنه میبوسمتون

همه و همه دوستتون دارم منتظر دوشنبه هستم با کلی استرس ولی نمیدونم استرسش چیه

مامان بچه ها چرا دست درد انشالله بهتر شده باشی بیشتر مواظب خودت باش

سمیراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خونه نوت مبارکککککککککککککککک

به یاد همتون هستم در ضمن وبلاگ سارینا با عکسای جدید آپه
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
ای داد بیداد....سلام
چه خبر بوده اینجا از مریضی
الهی بگردم برای این فینگیلا!!

فدرا نگران نباش سام هم از این ویروسی ها گرفت اسهال، استفراغ و تب بالا ، بی حال یه گوشه می افتاد و بچه به این شیطونی یه روز 4 ساعت دقیق تو بغل من ولو بود و من داشتم سکته میکردم مراقبش باش یکی دو تااز دوستای من مجبور شدن سرم وصل کنن تا اب بدن جبران شه و الکترولیت از دست نده بچه....در هر صورت هم دوره اش یک هفته تا 10 روزه و بعد یه روز می بینی سالم و سرحال با اشتها از خواب بیدار میشه و انگار نه انگار تادیروز جون مامانش رو گرفته بود
بقیه بچه های شکمو هم خوب دل ماماناتون رو لرزوندین ها به قول مریم با چشمای گشاد شده همین جوری اخبار رو می خوندم....
من هر وقت این اتفاقا می افته با خودم میگم چه خونی به دل مامانم کردم تا بزرگ شدم الانم زبونم یه متره براش و عذاب وجدان مامانم رو میگیرم!!!!

مونا زود تند سریع من تا فردا باید صبر کنم ...من گناه دارم دلم قد گنجشکه به من اس ام اسی اطلاع بده قول میدم اینجا ننویسم!!!!

همه مامانا دوستتون دارم ما 4 شنبه میریم شمال که احتمالا آخرین سفر دوران بارداری بنده است و سفر بعدی ان شاا... و به امید خدا یاس هم همراه مونه.....هوراااااااااااااااا

حیف که تهران نیستم تصمیم دارم تاسوعا آش بپزم البته کم در حد 5-6 کاسه

برم به زندگیم برسم و مشقامو بنویسم!
وای اینجا رو ببین چه خبره

الهی بگردم مریضی بچه ها خیلی بد خدایا هر چه زودتر ارشا و اروین و رهام زودی خوب کن خدایی هم واسه بچه ها خیلی سخته هم واسه مادرا........



مرسی بچه ها واسه تبریکاتون همتونو خیلی دوست دارم

مامان اریان ساتیار همچنان عشق قاممممممممممممم قاممممممممممممم یه دایی داره که همیشه می یاد می برتش قام بازی ..... ساتیار بهش می گه داگی قام قام ..... تو تمام مجلات دنبال عکس قام هر چی می گیم بابا جوجو رو هواپیما رو تا یه قام می بینه داد می زنه قامممممممممممممممممممم.....


مارسیم جیگرم چطوره ؟ سامی بهتره ؟؟؟؟ خودت خوبی ؟ تو ایمیلا دیدم تو فیس بوک ادم کردی به فیس بوک دسترسی ندارم مرسی عزیزم ....


هما الینا بهتره ؟؟؟؟ مرسی از ایملت جیگرم

محبوبه گلی تو کجایی دیروز زنگیدی نتونستمک جواب بدم جلسه بودم امروز بهت می زنگم


مونا همسایه عزیز چطوری ؟؟؟؟ بابا نزدیک شدیم که به ما یه سری بزنی بی معرفت .....ما تو شفق غریبیم هههه


مریم جون دستت بهتره ؟؟؟؟ خوشحالم مهمونی خوش گذشته کوروش و کیمیا خوبن؟؟

مهناز مادر تو کجایی ؟؟؟ هستی گلم خوبه ؟؟؟

بقیه مامانا به یادتونم ...





الی پستتو ندیدم ... چه جملات اول مثل هم شده ..


من آش می خوام حتی شده یه قاشق بهم برسه می یام ازت می گیرم بر می گردی از شمال اگه برنگشتی هم می یام شماللللللللللللللللللللللللللللللللل
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108