2777
2789
سلام به همه مامانای مهربون

مامان بچه ها واقعا خدا خودش مراقب این بچه هاست . وای مردم از خنده که مجسم کردم شما روی میز داری نای نای میکنی. راستش الینا هم جدیدا رقص دست جمعی بیشتر بهش میچسبه مثلا گیر میده من و باباش هم همزمان با فیلم عروسیمون که دیگه همیشه تو خونه ما در حال پخشه و حال من ازش بهم میخوره !!!! پاشیم برقصیم و اگه یکی ما رو ببینه میگه چقدر این خانواده سر خوشن فیلم عروسی گذاشتنن و خانوادگی هم میرقصن . و راستش گاهی من تو آشپزخونه ام و میاد میگه نای نای و اینقدر میگه و از خر شیطون نمیاد پائین که من تو همون حالت با چاقو پیاز بدست شروع میکنم خوندن و رقصیدن و الینا هم جدی نگاهم میکنه و دست میزنه و واقعا بعضی وقتا احساس خل بودن بهم دست میده و خلاصه امان از دست بچه ها .

نوشین جونم من دیروز به مسئول مهد الینا برای معاینه چشم گفتم . گفت برای بچه های 3 سال به بالاست

فردا الینا عکاس میاد مهدشون و تو اولین فرصت عکسش رو میذارم . هنوز به ما نگفتن برای جشن یلدا پول بدید. ولی حتما خواهن گفت!!!!!!!!!!!!!1

فرانک من هم فکر میکنم الان فصل مناسبی برای پوشک گرفتن نیست و ترتیب قنبل و پهلوهاشون در اثر سرما داده میشه

راستی مارسیم با چه اسمی تو فیس بوک اومدی من یه Mehrarian ادم کرده بود فکر کرم تویی اکسپت کردم

مامان آریان عزیز من از فکر دومی هم تمام تنم به رعشه میافته یعنی راستش مطمئنم من نمیتونم تا آخر عمرم هم دوتا بچه رو رسیدگی کنم و یکی کاملا کافیه. و خوشبختانه شوشو هم به تک فرزندی اعتقاد داره

راستی یک لینک جالب امروز برام اومده میذارم ببینید

توصیه میکنم این فیلم زیبا را که نمایانگر تلاش پر از اضطراب یک فیل مادر پس از بدنیا آوردن فرزندش برای زندگی بخشیدن به او است ببینید...

فکر میکنم پیام های بسیاری برای تک تک ما داشته باشد...



http://www.fwdder. com/static/ swf/video- player.swf? topic_id= 184431&att_id=0



بقیه مامان گلی ها کجائید؟ یه سر اینجا بزنید
وای منم مردم از خنده از دست کورش و الینا و تصور رقص دست جمعیتووون....
خدایی می گن بچه نمک زندگیه واسه همین چیزاشه....واقعا خوونه را از سوت و کوری در میاره

هما من نمی دوونم چشم باربد را چطور معاینه کردن و فقط رو کارتش نوشته با دستگاه...خدا داند...


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هماجون من نتونستم لینک رو باز کنم. ولی حتما خیییییییییییلی قشنگ بوده. آخه راستش نمی دونم چرا من عاشق فیل هستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بدجوری فیلا رو دوست دارم!!!!!!!!!!! اگه تونستی یه بار دیگه لینکت رو چک کن و یا اگه زحمتی برات نیست برام ایمیل کن. ممنونت می شم. maryam_141053@yahoo.com
سلام
مامان اریان جان این همه کار انجام بدم با دوتا بوس؟؟؟؟؟؟؟؟ جشم خانمی حتما و حتما برات لیست کالریها را میزارم و تو همون کلوب هم جوابت را میدم برای کالریها

مامان بجه ها خدا بهش رحم کرده خیلی مواظبش باش .من که به شدت دلم میخواد از دست این میزناهار خوری راحت بشم .ولی هر جی به کوش شوشو میخونم به خرجش نمیره میکه مبلها را به باد دادی اینا ا تحمل کن تا رفتیم خونه خودمون بعد هر کاری میخوای بکن.

هما جون اسن من تو فیس بوک mehraria sh هست خانمی .
هما جون راست میکی کاهی ادم بهش احساس خل بودن دست میده . سامی که با هر موزیک و ریتمی باید نانای کنه حتی با صدای اذان که از مسجد محله خیلی ضعیف به کوش میرسه فنر قمبل سامی در میره . و اول اصرار اصرار که دست بزن بعد اصار اصرار بیا وسط. منم که شللللل میبرم وسط هههههههههه.

نوشین جون اولا بکم که وثتی رفتی فیس بوکت را جک کردی زیادی سوبرایز نشی جون من عکس ندارم اونجا .عکس تو را م یه جور دیکه تصور کرده بودم .شاید جون تو عکس قرار تیرماهیها شبیه یکی از اشناهام بودی و قیافه اون را مجسم کرده بودم یه دفعه جا خوردم .
ببخشید لینک رو دوباره میذارم مثل اینکه تو کپی و پیست اشتباه شده

http://www.fwdder.com/static/swf/video-player.swf?topic_id=184431&att_id=0

البته مامان بچه ها برات میل کردم

راستی مارسیم تو فیس بوک عکس نمیذاری؟ خوب بینمت هم خودت هم گل پسری و هم همسری
هما جون فعلا عین بازی ندیدهها دارم یکی بازیهای بجه کانه فیس بوک رازیرو رو میکنم . امان از بیکاری ههههههههههه

عزیزم من هنوز سواد انجنانی برای جت کردن و عکس کزاشتن و کل و قلب و بوس و اینا فرستادن ندارم هیشکیم که یاری نکرد خودمم خواستم برم یکم باهاش سرو کله بزنم ببینم کجا جطوره که سر از بازیهاش در اوردم ههههههههههههه
هما جون. نمی تونم بهت بگم که چقدر لذت بردم و چقدر حاااااااااااااااااااااااااااااال کردم از این لینک. خیلی خیلی خیلی قشنگ بود. واقعا ازت ممنونم. این مامان فیله با تمام وجود داره سعی می کنه بچش نفس بکشه. بی نظیییییییییییییییییییییییییییره!!!!!!!!!!!!! بازم متشکر از اینکه این لینک خوشششششششششششششششگل رو برامون فرستادی عزیزم.
سلام
من اومدم تولد سمیرا جووووووووونم رو تبریک بگم.سمیرای گلم امیدوارم کنار خانواده سه نفری ات همیشه خوش و خرم و شاد و سلامت باشی.ماچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ.
بعدا میام واسه بقیه مینویسم.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
سلام سمیراجون تولدت مبارک عزیزم

دوستان واقعا همگی لطف دارین قصد طومارنویسی نداشتم وخیلی سعی کردم خلاصه ش کنم چون واقعا وقت ندارم الانم شوشو بچه هارو برده خونه مادرش خیلی دلم میخواست این تاپیک همیشه پرباشه ازین متنای طولانی درباره کارای بچه هامون که از لحظه بوجوداومدنشون تاحالا باهم بودن
مامان بچه ها میدونم که دوتا داری و میدونم درکم میکنی ولی واقعا دوتا همسن خیلی سخته حتی اگه یکیشون یکسال بزرگترباشه زمین تاآسمون فرق داره حداقل تا کوچیکه به سن اذیت برسه بزرگه بکن نکن حالیش میشه ولی این دوتا کاملا بوق تشریف دارن وازهمدیگه هم خیلی تقلید میکنن. آره مارسیم جون ازکوره دررفتنام دیگه صدای شوشو رو درآورده آزاده جون نوشینم هانیه عزیز وبقیه دوستان خوشحالم که خندوندمتون ولی باور کنین خیلی سخته و بارها گریم انداخته. م‍ژی جون وهانی گلم اومدم بهتون و بقیه دوستای گلم بگم که از من که شاهد رشد دوتا بچه همسن هستن بشنوین و قبول کنین که بچه ها خیلی باهم فرق دارن و حرف مارسیم هم تاحدودی درسته که پسرها دیرتر حرف میان. من همیشه فکر میکردم وهنوز هم معتقدم که پوپک یه کمی باهوش تر و خیلی تیزتر ازپرستو هست ولی در صحبت کردن پرستو کمی جلوتره و صداهارو بهتر تلفظ میکنه مثلا جمله صبر کن رو پرستو یک یه هفته ای زودتر از پوپک گفت و پوپک تازه دوسه روزه میگه اونم نه زیاد . یا بس که من راه میرم و میگم دست نزن پرستو الان یک دوروزه این جمله رو تکرار میکنه و جالبش اینه که با همون تاکید و مکثی که من روکلمه دست میکنم و بعد از چندثانیه نزن رو میگه و پوپک بیشتر وقتی بپرسی یا بخوای تکرار کنی میگه ضمنا پوپک جلوی دیگران کاملا لال میشه و یک کلمه از سنگ وعلف صدادرمیاد که از پوپک درنمیاد وهیشکس باور نمیکنه اینقدر شیطون باشه ولی بغیر از اینکه بچه ها فرق دارن و درزمانهای متفاوت حرف میزنن کارکردن باهاشون حرف زدن مداوم باهاشون خیلی موثره من همش دارم باهاشون حرف میزنم وقتی چیزی رو برمیدارن ازشون سوال میکنم که مثلا عروسکه و خیلی مهمه که جملات کوتاه ودر حده توان تکرار بچه باشه و اگه چیزی بخوان مثل شیر باید بگن و با گریه بهشون نمیدم ضمنا مهمه که از شیرین زبونیشون منظورم اشتباه تلفظ کردن حروف تقلید نکنیم ودرستش رو بگیم مثلا وقتی اذان میگن مدتها میگفتن الله بعدشم یه چیز عجیب غریب که باباشون کلی میخندیدولی من هربار تکرار میکردم الله اکبر الان پوپک میتونه بگه الله اککر و پرستو میگه الله اکپرو اینکه یه جاهایی که میشه سعی کنیم جملاتی رو که باید بگن از قول اونا بگیم تا تکرارشو درموردخودشون یادبگیرن مثلا وقتی از مهد میارمشون و میخوام لباسشونودربیارم چندبار میگم دربیار در بیار الان مدتهاست که تا میرسیم خونه هردو همصدا هی میگن دربیار دربیار البته اگه بگم لباستو دربیارم خوب جمله براشون سخت و طولانی میشه وقتی میخوان نقاشی کنن دیگه خودشون یکی یکی میگن صندلی نگاشی (منظورشون دفترومدادرنگیه) . ولی بازم تاکید میکنم که به بچه و حتب وراثتش بستگی داره. و خودتونو ناراحت نکنین.

راستی یک تجربه پرستو ادرار سوخته شده بودشدید بعد از ده روز انواع پماد ها رو امتحان کردن و هرنیم ساعت عوض کردن و کهنه شوری شبانه روز گریه زاری بردمش فوق تخصص بیماری عفونی و گفت پماد هیدروکورتیزون رو با پماد کتوکونازول -ناژو 2% قاطی کنم. دوروزه خوب شد. گفتم شاید اسم پمادشو بخوایین.
راستی مونا جون منم با نظرت درباره همجنس بودنشون موافقم. ایشالله هرچی هست سالم باشه.

مهنازجون بیا یه سر بزن

الی گلم چرا تااومدم نمیای؟نکنه برای اسم نظرمو گفتم ناراحت شدی اگه اینجوره معذرت میخوام یه سربیا دلتنگتم

فعلا
سلام صبحتون بخیر

سمیراااااااااااااااااااااااااااا تولدت مبارککککککککککککککککککککککککککک انشالله 120 ساله بشی در کنار همسرو ساتیار عزیزم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس


صنم جون خدا بهت توان و صبر بده تو که تعریف میکنی من بند بند بدن میلرزه خدا بداده منم برسه سال دیگه که حسودی های سارینا هم اضافه میشه
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
تولد تولد تولدت مبارک .
سمیرا جان تولدت مبارک . انشاءاله همیشه در کنار همسری و ساتیار گل خوشحال و شاد باشی . (البته ببخشید که با تاخیر تبریک گفتم )
مارسیم عزیز من دربست مخلصتم و ممنون . دوباره بوسسسسسسسسسسس.
صنم جان من همیشه از خدا برات طلب صبر و توان دارم . انشاءاله همیشه در کنار دسته گلات سالم و پر از انرژی باشی .
مونای عزیزم مامان دوبله . سعی کن الکی بند بند تنتو نلرزونی . بچه ها در هر سنی که باشن نسبت به هم حسودی می کنن . مگر اینکه تفاوت سنی شون مثل بچه های مامان کوروش باشه . تفاوت سنشون هم هر چقدر که باشه باز هم با هم جنگ و دعوا دارن و به نظر من دعوا و درگیری بین دو بچه مثل آریان و آراد بسی اعصاب خردکن تر از دو بچه با تفاوت سنی سارینا و اون فینقیلی یه . این رو به عنوان یه تجربه از من حقیر بپذیر . مواظب خودت باش . بوس برای هر سه تاتون .
محبوبه مهربون دیدم اومدی خیلی خوشحال شدم سفید برفی در چه حاله بیا یکم از ش تعریف کن . یه بوس هم از اون لپای خوردنیش بکن .
الی کجایی دیگه نمی یای ؟ ولی امیدوارم هر جا که هستی خوش باشی . زود بیا که منتظرتیم .
مامان امیر سام ، هانیه شما هم پاشین بیاین دیگه .
هما جان عاشق الینا و اون نای نای کردناشم . یه بوس محکم و آبدار برای الینا .
راستی آراد هم خیلی نای نای کردنرو روست داره و با آهنگ فوراً شروع می کنه به رقصیدن ولی جالب اینجاست که با ریتم های مختلف حرکاتش هم فرق می کنه و سه چهار مدل رقصیدن داره .
بقیه مامانا که اسم نبردم همتونو دوست دارم . تو رو خدا زود به زود بیاین .
بای .
امروز تولده زود زود بیایید اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

الی بیخیال پایان نامه شو امروز رو یه سر بزن بهمون

سمیرا خانومی خسته کار نباشی دیروز اسباب کشی کردی وای خونه جدید و یه سال جدید از امروز برات شروع میشه خوش باشی

مامان آریان و آراد امیدوارم بتونم با این موضوع بعدا" کنار بیام خدا صبر بده

هما جونم من عاشق اون الینای قرتی برم سارینا هم با هر آهنگی میرقصه و همه باید براش دست بزنن وگرنه اونقدر داد میزنه دس دس که همه رو شاکی میکنه

همه و همه به یادتونم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام به همه مامانی خوب تیر 87 . چقدر خوبه که شما اینقد فعال هستین راستش قبلا هم این تاپیکو باز کرده بودم
اما دیدم گرم گفتگو هستین واسه همین مزاحم نشدم .

من مامان پریا متولد تیر 87 هستم پریا دختر دوممه پرنیان دختر بزرگترم متولد آذر 85 دو تا نی نیه پشت سر هم داشتن و شاغل بودن خیلی سخته لااقل واسه منه نازک نارنجی اما شد دیگه
پریا کوچولو خیلی بهم وابسته هست همش می گه دس بعد دستمو می گیره می بره اتاق خواب رو بالش میزنه و می گه لالا اصلا هم اجازه ندارم واسه چن دقیقه ازش جدا بشم بچه بدغذایی هم هست اگه گرسنه باشه همین برنامش هست اما با نق و غر آخه منه دراز کش چجوری غذا بپزم و بهش بدم کارای خونه که تعطیل واقعا ساعتایی که سرکارم خیلی آرامش دارم در عین حال که عاشق دیدن روی ماهش هستم اما وقتی می دونم برنامش چیه فکر خونه رفتن ناراحتم می کنه راستی اینم بگم که مامانم از بچه ها نگهداری می کنه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دوست پیکمی

نوآ0سان | 45 ثانیه پیش
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز