مارسیم جان جانان چرا تازگی ها نوشته های منو نمیگیری؟؟؟؟؟؟!!!!؟!؟!؟!
منم می دونم آریان هنوز فینگیلی بیش نیست و هنوز به اون سن نرسیده فقط خواستم بگم وقتی من اون موجوداتی رو دوست دارم که روزگاری به نظرم چندش آور ترین موجودات زمین بودن (بعد از مارمولک ها البته)!!
پس مامان آریان ببین پسرک سبزه و بانمک تو رو که هنوز اون ریختی هم نشده چقدر عاشقش شدم.....
راستش دلم ضعف رفت از تصور سام در مدرسه همراه با همکلاسی هاش.....منو کشتوندی از حسادت!!!
منظور من اینا بود نه اینکه بچه فینگیل کلاس اولی رو از نوجوان تازه بالغ تشخیص ندم و فرقشون رو ندونم ...همین!!!
راستی مارسیم اعصابت از دست خواهر شوشو آروم شد؟ من موندم تو تو کشور غریب با کی درد دل می کنی ؟
اصلا به مامانت اینا چیزی میگی؟ یا نه؟ من تا با 4 تا گوش مجانی حرف نزنم خالی نمیشم...اینجا نوشتنم که 4 خط توضیح خشک و خالی آرومم نمیکنه!!! خدا روشکر پسرت عسله و شوهرت همراه و همسرته یعنی کنارته نه اینکه اونم بره رو در روت وایسه....براتون آرزوی سلامتی و دل خوش و سربلندی میکنم...