وای چقدر سوت و کور انگار پنجشنبه جمعه ها این جا هم تعطیل میشه. راستی مامان آرشا خوشگله کارای آتلیه ات محشره واقعا حال کردم چون از کارهای دیجیتال زیاد خوشم نمی یاد بیشتر این سبک محیط واقعی کاررو زیبا میکنه ایشاالله همیشه موفق باشی. مامان علی جون مرسی از خوشامد گویید.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
سلام به همگی چی بگم که هیچی نگم بهتره آخه این چه وضعشه اهههههههههههههه
مارسیم جون قربونت برم سوالتو بپرس اگه بتونم جواب میدم
مامان آرشا عکسات فو ق العاده بود
الی خانوم گل کجایی مادر فکر کنم بیخیال ما شدی فقط به تاپیک فروردین 89 میری ما رو هم دریاب که تا تو نیای اینجا هیچ کس نمیاد
هما . سمیرا . فرانک . فدرا . مامان علی و همه همه اونایی که کارمندید میتونید بیشتر تو نت بیایید بیایید دیگه تا من نرفتم تو تاپیک خرداد 89 ههههههه این یک تهدید بود چقدر هم براتون مهمه و اماااااااااااااااااااا خانومای خانه دار عزیز و گرامی اگر فرزندان دلبندتون اجازه دادن یه سری بهمون بزنید که بسی دلتنگتونیم
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
راستی سارینا اسم مامانمو به قشنگی و راحتی صدا میکنه و کلی هم لذت میبره و دیگه مامانمو به اسمش صدا میکنه از همه جالبتر اینه که ما تو خونه همیشه به مامانم میگیم مامان و اسمشو صدا نمیکنیم ولی سارینا خیلی خوب به مامانم میگه مهین ایا یعنی مهین بیا مامانم هم غش و ضعف میکنه براشششششششششش
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
فقط بگم که باهاتون قهرم میگین چرا؟نامردا من واسه همتون روزتولدتونو تبریک گفتم ولی هیشکس یادش نبود امروز تولد منه>. شب اول آذر من ساعت دوازده وبیست دقیقه شب بدنیااومدم وساعت یک نیمه شب هم داداشم بدنیااومد .وزن من 4کیلو وداداشم 4300بوده جالب اینه که مامانم بازایمان طبیعی مارابدنیاآورده. مامانم میگه ازبس شکمم بزرگ شده بوده ماه آخر زیرشکمش وقتی مینسته به زمین میخورده وزخم شده بوده ویه روز اتفاقی حس میکنه زیرشکمش میسوزه بعدکه باآینه نگاه میکنه میبینه پوستش سابیده شده وواسه همین همیشه باخودش یه بالشت کوچولوداشته وقتی مینشسته زیرشکمش میذاشته.
راستی دیروز شروع نیمه دوم حاملگی من بود...نصفش با آرامش و سلامتی گذشت و موند نصفه دومش....
اما دیروز اینقدر صبح اول صبحی قاطی بودم و حالم خراب بود که یادم رفت بنویسم بعد هم دکتر و خونه مامان الان تو وبلاگم م ینویسم ماجرا رو بعد بهتون خبر میدم برین بخونین....
سلامی به قشنگی روی ماه همه نی نی های تیر ماهی سلامی به مهربونی دل همه مامی های تیر ماهی دلم قد یه دنیا واسه همتون تنگ شده بود.به خدا راست میگم. اول از همه هانیه جونم تولدت مبارک انشاالله که همیشه سالم باشی و شاد و کنار پسر گلت و جناب همسر خوشبخت باشی. الی جون نصفه دومش هم به امید خدا بی دردسر و به سلامتی تموم میشه....بالاخره تصمیم نگرفتی اسم این گل دخملی رو چی بذاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سام چطوره؟؟؟از شیطنتاش بگو دلم واستون خیلی تنگ شده.
پای ثابت تاپیکمون در چه حاله؟؟؟؟؟نی نی تو دلش خوبه؟؟؟؟قربون این سارینای شیرین زبونم بشم من که باده چجوری خودشو واسه مامان بزرگش شیرین کنه.ببوسش.
سمیه جونم عکسارو دیدم خیلیییییییییییی خیلیییییییییییی باحاله......از مصر که سهله از تبریز هم مشتری خواهی داشت خانومی ...... ما هم خودمون یه پا خارجیم.ههههههههههههههههههههههه.ارشا خوبه؟؟؟؟؟راستی من یه سری عکس خام از عروسیم دارم میخوام واست بفرستم میتونی واسم روشون کار کنی؟؟؟؟یعنی وقت داری؟؟؟؟و قیمتش هم واسم بگو.بوسسسسسسسسسسسسسس.
مارسیم جون خوبی؟؟؟؟؟با سامی چه میکنی؟؟؟خوبه؟حرف میزنه؟چی ها میگه؟؟؟راستی به چه زبونی حرف میزنه؟سوالتم بپرس .امروز هستم حتما جواب میدم.ماچچچچچچ
بیتا جون مبارکه اتومبیل جدید باشه............ماهک ناز من خوبه؟؟؟ببوسش.
هما جوووووووووووونم خوبی؟؟؟عروس من خوبه؟؟؟با مهد چه میکنه؟؟؟؟اثر جدید نداده بیرون؟؟قربونش بشم که مثل نامزدش نقاشه!!!!!!!!!!!!
نوشین چند شب پیش خواب باربدت رو میدیدم پیش خودم میگفتم این نوشین چقدر بی فکره بچه رو رها کرده به امید خدا!!!!!!!!!!!!!!!هههههههههههههههه.وبلاگ که نداره پسرمون لااقل یه عکس ازش بذار..تو خواب انقدر اقا شده بود که نگو..
حمیده جون مشغولم هنوز رسیدم به 53 ولی هدفم 45 هست فعلا دارم اهسته و پیوسته میرم ولی با خودم قرار گذاشتم تا عید به هدفم برسم ببینم میشه یا نه!!!!!!!علی کوچولو خوبه؟؟؟؟خیلی وقته وبلاگشو ندیدم....وقت کنم حتما میرم سر میزنم.
مامان نی نی؛نی نی گلت خوبه؟؟؟حسابی دیگه بزرگ شدن این فسقل ها!!!!!!!!1
مامان امیر سام جونم خیلی دلم واست تنگ شده.لطفا تو فیس بوک ادم کن...اوضاع احوال خوبه؟؟؟؟؟همه چی رو به راهه...پسری رو بچلونش.
پرستو چرا کم پیدا که نه ناپیدا شدی................
فدرا جون وبلاگ مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک.
دریا جون غذا خوردن ایسا بهتر شد؟؟؟؟؟؟؟من که با سهند هنوز سر و کله میزنم.
فهیمه جونم من یکی غروبها نمیتونم بیام نت اگه صبح زود باشه شاید بتونم بیام.
هانی جون امیر محمد خوبه؟؟؟؟؟؟ولایت چه خبر؟؟؟؟
صنم جونی حق داری مادر نرسی بیایی نت با اون دو تا فسقل به قول حمیده فشفشه......یکی از دوستام چند روز پیش زایمان کرد دو تا دختر دسته گل همش یاد پوپک و پرستوت بودم.
فیروزه فیروزه فیروزه کجای مادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم غش و ضعف میره واسه اون هستی گل و مامی اش.امیدوارم خوب باشین.
فکر کنم دیگه همه رو گفتم کسی دیگه یادم نمیاد بازم اگه کسی از قلم افتاد ببخشید..........
اندر احوالات پسمل ما: عاشق اهنگای اذری یه(حس ناسیونالیستی داره بچم)و کلی باهاشون نانای میکنه.کلی هم بلبل زبونی میکنه واسمون. ازش میپرسم سهند توی پوشک چی کار میکنه میگه جیشششش پی پی .... خیلی کتاباشو دوست داره و وقتی کتابا رو میاره من بیچاره باید شش ساعت بشینم واسشون قصه سر هم کنم...صدای گاو و پیشی و ببعی و هاپو و مرغ و دیگر حیوانات اهلی رو در میاره.....میره تو اشپزخونه یه در قابلمه بر میداره و باهاش قام قام بازی میکنه.......تمام ماشیناشو میچینه روی حاشیه فرش و تا شب هم کسی حق نداره بهشون دست بزنه.....و کلی کارای دیگه که انقدر منو مشغول خودش میکنه که گاهی واقعا یادم میره مثلا ناهار نخوردم و یا ببخشید باید برم دستشویی...با این همه عاشششششقشششششم اساسی. بوس واسه همه اونایی که نام بردم و اونایی که احتمالا یادم رفت ازشون خبری بگیرم ولی بدانید و اگاه باشین که یه مامی سهند هست که عاشق همتونه.
الی جون خودتو خیلی ناراحت نکن تو سن این بچه ها این کارا طبیعیه سارینا هم همینطوره میره رو میز ناهارخوری و اون بالا اگه بخوایمش بیاریمش پائین داستان داریم پنج شنبه هم از رو تخت مامانم اینا از پشت افتاد زمین از گریه سیاه شده بود پشت سرشم باد کرده بود از صدای افتادنش من از تو حال همچین دویدم که تا چند دقیقه که گیج بودم بعدشم یه دل دردی گرفتم که نگو نپرس کاملا" میتونم درکت کنم نه تنها من بلکه همه مادرا میتونن این لحظه ها رو به راحتی درک کنن اون سام جیگر طلا رو هم میبوسم قربونت برم با این شیطنتات تو که بچه آرومی هستی اینطوری کنی خدا به داد مادرای مثل من که یه بچه شیطون دارن برسه بوسسسسسسسسسسسسسسسس
محبوبه عاشق خودتو اون پسمل ترکت برم وای یه بوس محکم بکنش در ضمن چرا وبلاگش رو مدتهاس آپ نکردی من هی میرم میخورم به دیوار میبوسمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
الی خانوم چقدر قشنگ نوشتی اشکمونو درآوردی واقعا کلمه مادر به خاطر تمام این رنج و مشقات و دردهاش محترمه کلا همه ما تا قبل از اینکه بچه ای داشته باشیم مادر بودن رو فقط یه کلمه مثل تمام کلمات دنیا می دونستم ولی حالا این حس تمام وجودمون رو فرا گرفته جوری که مادر بودن دیگه یه کلمه نیست بلکه حس غریب عاشقی بی حدو مرزه قبول دارید پس دعا کنیم خدا کمکمون کنه یه مادر واقعی باشیم تا انشاالله لایق بهشت موعودش باشیم. این وروجکها که خداییش خیلی شیطونند من که رسما کم آوردم به نظر من اگه از صبح تا شب به پای رهام یه کیلومتر شمار ببندیم آخر شب عدد 100کیلومترو نشون میده خود من اگه بخوام پا به پاش (مثل این جمعه) راه برم سر ظهر از خستگی وامیرم اما اون خسته که نمی شه تازه بعد از یه خواب 2 ساعته ظهر آماده میشه تا دوباره تا شب بدو و بازی کنه خدائیش من که نمی دونم این به کی رفته چون هم مامانم هم مامان شوشو میگن که هردو خیلی تو بچگی آروم بودیم از کارهای خطرناک هم که نه ترسی نه وحشتی کلا این پسری ما که بوی خطر میده فقط کافیه یه دقیقه غافل بشیم ضمنا روزی نیست که کله و پیشونیش سالم باشه حتما باید یا تازه کبود شده باشه یا کبودی در حال بهبود باشه خلاصه که فقط خدا حافظ این شیطونها باشه و بس. ولی منم با مامان آدرینا موافقم که فرشته ها مراقب بچه ها هستند پس یه بوس گنده واسه همه بچه ها مخصوصا نی نی خوشگلهای تیر 1387