شوهرم گذاشت رفت از خونه گفت دیگ نمیخوام ببینمت ی هفته نیومده بود دیشب اومد خوابید رفتم کلی منتشو کشیدم پسم زد صبح بیدار شد بره سوییجشو قایم کرد شده بود مثل دیونه ها کل خونه رو بهم ریخت اخرم شار ژ رشو برداشت رفت گفت دیدار ب قیامت حتی بچشم پرت کرد اونور میدونم دیگ برنمیگرده اخلاقشو میدونم الان میره خونه اقوام اونا بعهمن تمومه دیگ ابروبی تو ابن شهر برا من نمیزارن همه جا پر میکنن ب پدر و مادرم تیک میندازن نمیدونم چیکار کنم الان فقط دارم گریه مبکنم نمیخوام ب خانوادم بگم چیکار کنم بچه ها دارم دق میکنم بنظرتون بهش ز بزنم اگ بزنمم نمیاد دلم بحال دو تا بچه هام میسوزه بگید چیکار کتم شوهرم وقتی دعوامون میشه کل شهرو پر میکنه