😄😄واقعا کاش راضی بود میگه ماه دیگه بنداز مهرماه ببری ، تازه میگه که این دکتر نبره بیارت بعد بگه برو ای وی اف نمیشه بعد بری بگه اسپرم شوهرت خرابه بعد چند جلسه بگه 😄
میگه بگو حرف اخر و اول بزن 😁میگم تو بودی میزدی ؟؟میگه اره چه کاریه همون قرص هارو اول بده هرماه یه چیز اضافه نکنه اخرشم بگه برو ای وی اف،
الان انقدر خوشحال که نگران پریود شدن یا نشدن نیست میگه احساس ازادی میکنم..میگه چه خوبه نمیگی تخمک گذاریم کی هست ترشحاتم چرا کم زیاده ، 😄طفلک چه زجری میکشیده از دستم هیچی نمیگفته، میگه باورت نمیشه سرکار بعضی وقتها دعا میکردم تو ترشحات تخمک گذاری بیینی بکشی از ما بیرون 😄😄وای خدای من...باورم نمیشه
ساکت بوده ولی این چیزا تو مغزش بوده