2777
2789
عنوان

شوهرم خیییییییلی بهم محبت میکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 7193 بازدید | 263 پست
پز نمیدم واقعا اذیت میشم میخوام ببینم من اختلال دارم واقعا؟چرا من همش دوس داشتم یکی گیرم بیاد که بهم ...

چته توو خوبی 

بنظرت خوابت دیر نشده 

یه دکتر داخلی یا مغزواعصاب برو حتمااا 

شاید سرت بجایی خورده خودت نمیدونی یاشایدم یه کروموزوم اضافه داری 

واقعااا چته اخه دردت چیه عهههه

وخدا ودعای پدرو مادر برایم کافیست .  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

واقعا سخته؟نمیدونم چرا دوست داشتم ناز شوهرم رو بکشم تا اینکه اون ناز منو بکشه

منم اولا اینجوری فکر میکردم یه مدتم شوهرم خشنو بد اخلاق شده بود من هی ناز کشی میکردم ولی بعدش فهمیدم ناز کردن واسه زنه ناز خریدن واسه مرد خداروشکر دوباره شوهرم شد همون مرد مهربونم که نازمو میکشه هرچیزی باید سرجای خودش باشه 

عشقا واسه حاجتم یه صلوات بفرستید💕
منم اولا اینجوری فکر میکردم یه مدتم شوهرم خشنو بد اخلاق شده بود من هی ناز کشی میکردم ولی بعدش فهمیدم ...

آخه تابحال هیشکی ناز منو نکشیده بود یهویی که شوهرم رو اینجوری میبینم روانی شدم

استاتر مغز خر ک میگن‌تو خوردیا،،،،

یعنی چی ی دفه ی سیلی بهم میزد🙄🤐

مردم نامزد میکنن ارزو میکنن خوش اخلاق و خوش مشرب باشه از بودن با هم لذت ببرن اونوقت تو میگی میخوام خشن باشه

واقعا عقل نداری یا مارو گذاشتی سر کار

کار نداره انقد خشک باهاش برخورد کن بشه همونی ک تو میخای 

تو دیگه کی هستی 

واقعا سخته؟نمیدونم چرا دوست داشتم ناز شوهرم رو بکشم تا اینکه اون ناز منو بکشه

ببین بذار برید تو زندگی نگاه به الانش نکن که نازکشه برید توزندگی بااین گرونیا وخرج وبرج شوهرتم یجا رد میده وتو باید بری سراغش 

فکر نکن همیشه ازین خبراس هااااا 

الان تامیتونی کیفشو ببر دخترجون

وخدا ودعای پدرو مادر برایم کافیست .  
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟برم پیش روانشناس یعنی؟

واقعا نشو که نمیدونم.اما حتماااااا برو پیش روانشناس

خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار.میشه واسه زندگیم یه صلوات بفرستید💚

جنست ناخالصی داشته اسی ساقیتو عوض کن

زنی که صاحب فرزند نمیشد؛ پیش پیامبر زمانش می‌رود و میگوید: از خدا فرزندی صالح برایم بخواه.پیامبر دعا میکند ، وحی میرسد که آن زن را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود.سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید  که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش میبیند.با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد؟او که بدون فرزندخلق شده بود!؟وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند، از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواری است به نام اعتماد. پس اگر دوست داری به آرزويت برسی با تمام وجود به او اعتماد کن ....هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست!زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.ای کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا 
حتی واسه کوچکترین چیزی ازم نظر میپرسه؛واقعا من مشکل دارم یعنی؟

شک نکن مریضییی

اون داره بهت احترام میزاره اونوقت تو میگی 

وای کاش جلو دستم بودی چندتا میزدم‌تو سرت حرصم خالی میشد اخ اخ اخ

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز