😐من نمیدونم باید یه ربطی داشته باشن😂😐وای افتضاح و مثل سگ میترسممممم فک کن تو محلمون تو چاه ها سم ریخته بودن منم نمیدونستم که سوسکاهم ریخته بودن بیرون من وسط خیابون یهو فهمیدم شروع کردم جیغ کشیدن و بالا پریدن بقیه اومدن کمکم و راهمو باز کردن چون باردار بودم😂😂رفتم روی یه سکو و زنگ زدم شوهرم بیاد دنبالم😐
مرد خوش قلب و خوشتیپم توآن آرزوی محالی بودی که الان کنارمی 😍❤منتظر صدای قدمای کوچولوی پسرم😍😘