2821
2789
اخه گفتی من حالت تهوع داشتم .  بعد بالا اوردم فکرکردم بخیه هام پارشد ترسیده بودم داد میزدم پارش ...

آره دقیقا آدم حس میکنه شکمه داره پاره میشه

ولی مال من بخیه نبود چسب بود 

باران‌هم‌که‌باشی‌برای‌کاسه‌های‌وارونه‌کاری‌نمیشه‌کرد

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

مگه چند روز بستری میکنن

1شب هست. من ازصبح عین جغد بیداربودم. شب همه ی هم اتاقیم هام خوابیدن من بیداربودم. صبحش تا ساعت 2که مرخص کنن بیداربودم.   امدم خونه شبش خونمون مهمان بود بیداربودم.  بعدش نی نی تاصبح هی بیدارشد گریه کرد نخوابیدم. صبح دیگه حالم بد شد. 

چون اطرافم هرکی طبیعی بوده راضیه.خودمم دوست دارم تجریش کنم.مامانم میگه همین که بچه میاد همه دردات می ...

مامان من میگه سزارین بکن 

خداازت سپاسگذارم که تودلیم روحفظ میکنی ازت ممنونم که به زودی زود تواغوشم میگیرمش سپاسگذارم که نه ماه انتظارم زود وبه سلامت به پایان میرسه وتوراهیمون سلامت میاد پیش منو باباش.....😍😘😘😘😘
1شب هست. من ازصبح عین جغد بیداربودم. شب همه ی هم اتاقیم هام خوابیدن من بیداربودم. صبحش تا ساعت 2که م ...

منم بچه اولم طبیعی بودم و مثل شما شب تا صبح نتونستم تو بیمارستان بخوابم .الان هم بچه دوم رو باردارم و بچه بریچه اگه نچرخه باید سزارین بشم

من. چون خودم و شوهرم بودیم کلا استراحت نداشتم و همه کار خودم میکردم. درد قابل تحمل داشت. اینجوری میگ ...

من دو بار سزارین شدم بار اول مردم و. زنده شدم تا ۲ سال زن حامله میدیدم حالت تهوع میگرفتم 

ولی زایمان دوم فوق العاده راحت بود تو. بیمارستان خودم به بچه م میرسیدم اومدم خونه غذا پختم 

من دو بار سزارین شدم بار اول مردم و. زنده شدم تا ۲ سال زن حامله میدیدم حالت تهوع میگرفتم  ولی ...

بعد مرخص شدنم شوهرم میخواست محبت کنه برام رو گاز کباب درست میکنم. منم رو گازم حساس پامیشدم میسابیدم‌ . دوستم اومد گفت چه غلطی میکنی؟ گفتم گاز میسآبم . گفت بشین خیر سرت زاییدی😂😂😂

تبریک

1
5
10
15
20
25
30
35
40
روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز