عشقم منم خواب ديده بودم يه خانومه بهم گفت تو اوج جواني ميميري
واي يهو از خواب بيدار شدم خيلي گريه کردم
بعدش دوباره خواب ديدم من درحال مرده بودم انگار بدن من روح بود بعد داشتم ميديدم که منم اونجا درحال خوابيده دمتر ا داشت اعضاي منو در مياوردن وچن نفر دادن
واي انقدر ناراحتي کشيدم واز خدا خواستم منو ببخشه
يکي از روحاني خواب منو تعريفش کردم گفت عمر طولاني
هرچي خواب مرده باشه وعمرش طولانيه
گلم خودتو زياد به فکرش نباش
درسته به فکر مرگ هستي اما بايد خودت قوي باشي گلممممم
منم الان حس ميکنم که امسال کربلا برم اونجا شهيد ميشم
خخ