الان بعد گذشت ۳ سال هنوز هم میگه صبح کخ بیدار شدی اول برو پیش مامانم من این موردو اصلا نمبتونم هضم کنم
عصر و شب هم باید بریم
عصرها که حتمن میریم ولش شبا بعضی وقتا ولی خودش مرتب میره چه من باشم چه نباشم
الانم گیر داده چرا بچمو فقط عصر میبرم باید صبح ببرم ظهر ببرم شب ببرم خودمم میگه برم اونجا میگم بابا از همه چی گذشته میخام غذا درست کنم
میگه نمیخاد اونجا بمونین
میگم بی تعترف میگه اره اخه ی روز دو روز نه هر روز