تو دوران عقد توحیاط بابام اینا ازبس باهاش بحث کردم عصبی شد زد تو گوشم که برق از چشام پرید
تا به خودم اومده بودم رفته بودبیرون درحیاطم بست
مامانموخواهرم درجا اومدن توحیاط منودیدن ماشین روشن کردن برن دنبالش بگیرن پارش کنن که خودش برگشت تاپشیمون شده ! خواهرم موبایلشو پرتاب کرد سمت شوهرم ک موبایلش خوردشد فحشش دادن هرکاریش کردن نرفت بیرون
پشیمون شده بود عین چیییی ،، عذرخواهی میکرد
بیرونشم کردم گوشیمم خاموش کردم تاچندروز
دیگه بعد کم کم بخشیدمش چون راهی نداشتم