وای منو بگو
ازدواج کردیم و اون بهم خیانت کرد و از هم جدا شدیم
بعد من فهمیدم حامله ام منم خواستم بچمو بزرگ کنم رفتم خارج چند سالی کسی ازم خبر نداشت
بچم 6 سالش بود برگشتیم ایران 😑
بعد تو خیابون یهو شوهر قبلیمو میبینم و اونم بچمو میبینه ک کپیه خودشه بچم همون لحظه میگه عه این اقاهع چقد شبیه باباس
بعد اون میفهمه بچه داره و ....
اخرش بچم دکتر میشه میفرستمش خارج درس بخونه و همچنان من تنهام و نزاشتم اون برگرده 😑😑