آخه تو شهر غریبم و کمکی ندارم،از این میترسم که نتونم از پسش بربیام
عزیزم منم جفت بچه هامو تو غریبی آوردم خونه مامانمومامانش کرمانشاس من رشتم زمانیم که گلاریس دنیا اومد فقط شوهرم تو ای شهربود توکلت به خدا باشه از الان با بچت درموردش بگو آمادش کنی خیلی خوبه تو میتونی
منم شوهرم که اصلا بهم کمک نمیکنه و تا 4عصر سرکاره،واسه بچه اولم یکسال طول کشید تا باردار بشم از این ...
باورت میشه دومی دنیا اومد روزی که ترخیص شدم مهمان غریبه داشتم یعنی فامیل دور شوهرم بودنو اول بار بود میومدن خونم استراحت که نداشتم هیچ حتی دختر اولموباید خودم میبردم دسشویی میگرفتمش رو دست افتضاح بودا
[QUOTE=93857016]کمابیش. شوهرم تا جایی که بتونه کمکم میکنه ولی تو روز هم با خودمه چون سر کاره [/QUمن امسال اثاث کشی دارم که تمام فکر و ذکرمه که اگه حامله بشم دیگه هیچ کاری نتونم انجام بدم کسی و هم ندارم بیاد کمکم