بخدا ی لحطه فک کردم من تاپیک زدم
منم دقیقا مادرشوهرم میخاد شوهرمو وابسته خودش کنه ک کرده وقنی هر روز میرفتیم اونجا لقمهارو میشماره ک هیچ تو ی بشقاب ب انداره شوهرم میریزه و تیکه و حرفو بایدواسه ی لقمه نون ظرفای ۱۳ نفرو تنهایی بشورم خاهرشوهرم ک میره میشینه
بعدم خاهرشوهرم خ رومخه هی کلاس میزاره باون شوهرش هی رو مخه منم دیگ میخام کمتر برم هرچی حرف شوهر زبون نفهمم نمیشم
بنطر من رفتی بشین ازت پذیرای کنه مث مهمون
باشه تو ی ساختمون هستین بعدم بزن ب پرویی غذاتو بخور و بکش کنار ی بار ک ظرف نشوری خاهرشوت میاد کمکت هوارو میفهمه