2777
2789
عنوان

اگه به 20سالگیت برگردی چیکار می کنی؟

| مشاهده متن کامل بحث + 434 بازدید | 49 پست

اگ میرفتم ۲۰ سالگی با شوهرم ک دوس پسرم بود بیشتر وقت میگذروندمو زیاد باهاش دعوا نمیکردم😁بجاش کلیییییی خوش میگذروندمو فکرای منفی راجع ب ایندم نمیکردم❤❤❤

همسرم قلب من ... دخترم وجود من ... مامانم هستی من ... بابام تکیه گاهم... آبجیم همدمم... داداشم مونس من... خدایا همه شونو واسم سالم نگهدار...الهی آمین...
منم از رشته ای که میخونم متنفرم😔 با علاقه وارد شدم ولی الان دلم میخواد انصراف بدم

چی میخونی ؟ اگه واقعا دوسش نداری و احساس میکنی توش پیشرفت نمیکنی انصراف بده و برو پی علاقت که به سرنوشت من دچار نشی 

دخترکم! اصلا به دنیا آمدی تا حال ساده ی مرا به بهترین حال تغییر دهی... شاید تو همان نشانه ی حول حالنا الی احسن الحال خدایی !

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چی میخونی ؟ اگه واقعا دوسش نداری و احساس میکنی توش پیشرفت نمیکنی انصراف بده و برو پی علاقت که به سرن ...

شیمی🙁🙁

مامان وبابامو نمیتونم راضی کنم😭

‏من حامل زخم‌های تمام نبردهایی هستم که از آنها طفره رفتم..

یه انتخاب اشتباه کل زندگیمو نابود کرد اگه برگردم هیچوقت تکرارش نمیکنم ومنتظر ....میموندم،کلا مسیر زندگیم عوض شد هرچند از اون اشتباه خودمو نجات دادم ولی دیگه به مسیری که قرار بود توش باشم قرار نگرفتم  

دنیام دخترم
گاهی غروبها با فکر به گذشته غرق میشم وزمان ازدستم میره،بعدش هم گریه میکنم،فعلا دخترم تنها انگیزمه

عزیزم😢

آخه چرا

‏من حامل زخم‌های تمام نبردهایی هستم که از آنها طفره رفتم..

هر تصمیمی که تو 21 سالگی گرفتمو کنسل میکنم و باعث به وجود اومدن  یه سری خاطرات بد نمیشم  با یه عده از دوستام اصلااااا دوست نمیشدم 

 

 رشته تحصیلیمو عوض میکردم 


 شغلمو ادامه میدادم 


   پیشنهادی که به بابام داده بودم واسه یه کسب و کارو پا فشاری میکردم و الان صد در صد   سرمایه خیلی خوبی داشتم  و خیلی چیزا که شدیدا خصوصیه 

عزیزم😢 آخه چرا

از حدود بیست سالگی دقیقا زندگیم از یه جاده رفت تو یه جاده دیگه،البته تقصیر خودم بود،انتخاب اول اشتباهم ولی بعد از شرش راحت شدم ولی دیگه نشد که برگردم سمت مسیر اولم،و تو این مسیر تو انتخاب آخرم هماشتباه دیگه کردم البتهالبته اون دیگه رفته بود ،الان دلم با دخترم خوشه فقط همین،داستان زندگیم خیلی طولانیه،بعضی وقتها فقط گریه ارومم میکنه چهار سال گذشته ولی موقع عروسیم با اینکه اونم عروسی کرده بود ولی گریه کرده بود اونی که واقعا همو میخواستیم

دنیام دخترم

کاش میشد

من اگر برگردم به بیست سالگی از یه اتفاق تلخ جلوگیری میکردم

اون اتفاق شاید کل مسیر زندگیم رو عوض کرد

من بیست سالگی رو دوست داشتم اما تلخ تموم شد

باززم خداروشکر الان حالم خوبه و سعی کردم بعد دوازده سال دیگه بهش فکر نکنم

زادگاه شعرهای من ♡قلب♡ من است...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حسین اورا

مبینام18 | 5 ثانیه پیش

حراجی

mrymmzd | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز