سعی میکردم از خیلی وقت پیش خودم باشم،کسی ک ب فکر خودشه و برای زندگیش میجنگه.
دوس داشتم برگردم عقب تا از خیلی وقت پیش سکوت رو انتخاب میکردم،کمتر حرف میزدم و بیشتر فکر میکردم و انجام میدم.
مستقل بودن رو یاد میگرفتم.
زندگیمو بنا ب خواسته ی دیگران نمیساختم.
با حرف دیگران پیش نمیرفتم.
جایی ک ناراحت بودم نمیگفتم خوشحالم.
بخاطر کسی،از خودم نمیگذشتم.
و
و
و
در کل به معنای واقعی"زندگی میکردم"
ببین خیلی چیزا هست دوست جونی من.
بخوام بنویسم باید تا صبح بنویسم.
ولی از من ب عنوان کسی ک روان شناس آیندست،بهت بگم،ب معنای واقعی زندگی کن و زندگیت رو با حرف این و اون پیش نبر.
هرگز خودت رو نباز.
فقط توی زمان حال زندگی کن.نه ب آینده فکر کن نه ب گذشته.
گذشته دیگه گذشته.فکر کردن بهش هیچی رو تغییر نمیده.
تو باید زمان حال رو ببینی،بفهمی،درک کنی،و ازش لذت ببری.
پیوستن زمان حالت به همدیگه،یعنی آینده ی تو.
انشاالله موفق باشی.