مامانم یک هفته ست رفته خاستگاری واس داداشم.
باخالم رفتن وقراره فرداخانواده عروس جواب بدن ولی مامانم ازم پنهون کرده ونگفته به من که رفته خاستگاری وقراره زن بگیره واس داداشم.
من متاهلم وبچه هم دارم والان باردارم وتک دختر هستم وفرزند بزرگ خانواده ام.
دخترخاله ام میدونه باخاله ام ولی من اندازه دخترخواهرش قابل نبودم براشون.
اصلا دلم نمیخوادبرم مراسم.
درصورتی که من مثل غریبه هام پس اونچا چه غلطی میکنم